215و غرب مدينه منتهى مىشده است و از آنجا مىبايستى براى رسيدن به شهر، ميان سرزمينهاى قبايل يهودى «بنىنضير» و «بنىقريظه» فرود آيند و اين امر با موقعيّت تاريخى آن زمان ممكن نبوده است. نتيجتاً قريش راه شمال را از آن جهت انتخاب كردند كه اولاً تنها سرزمينى است كه در آن حوالى داراى چاههاى آب و زراعت بوده است؛ ثانياً مسطّح و مساعد براى هجوم به مدينه. زيرا با توجه به كثرت تعداد چهارپايان و نياز مبرم به آب و چرا اين بيان تاريخى واقدى قابل درك خواهد بود كه:
«فلمّا أصبحوا يوم الجمعة خلّوا ظهرهم و خيلهم في الزّرع حتّى تركوا العرض ليس به خضراء». 1«العرض» نام ديگرِ جرف است و جُرْف (به ضم و سكون راء) و يا جُرُف (به ضمّ جيم و راء) چنانچه در نقشۀ قديمى مدينه نشان داديم، در سهميلى شمال غربى در جهت شامى مدينه جاى دارد و سرزمين چاهها و مزارع اطراف مسجد قبلتين است و چاه جشم و چاه جمل از چاههاى مشهور آن و مزرعۀ الزين كه به تعبير ابنزباله مورّخ مدنى:
«پيامبر در آنجا زارعت كرده است»
در آنجا بوده و منطقه الوطاء كه در كلام واقدى آمده، در مجاورت سمت غربى كوه احد قرار داشته است. در نتيجه مىتوان مطمئن شد كه قريش پس از ترك ذوالحليفه و حركت به سوى العرض، كليّۀ مناطق الوطاء و العرصه را كه قبيلۀ «بنوسلمه» در آنجا سكونت داشتهاند، تحت اشغال خود در آورده بودند و اين واقعيّت با آنچه ابناسحاق 2 و ابنحبان 3 و ابناثير 4 آوردهاند و مبنى بر اين است كه قريشيان به سوى مدينه آمدند تا: