159شتران را بكُشيم و اطعام كنيم و شراب بياشاميم و نوازندگان براى ما بنوازند و عرب از ما و مسير ما آگاه شود تا همواره از ما بترسد.»
ابوجهل از سه روز سخن مىگويد. بايد ديد پس از سه روز چه قصدى دارند؟ آيا در نظر داشتند كه باز گردند؛ يا به راه خود ادامه دهند؟ تاريخِ نوشته در اين خصوص ساكت است؛ ولى آنچه مهم است، اين است كه بدر بهعنوان يكى از منزلگاههاى موقّتىِ قريش، مدّنظر بتپرستان بود؛ نه اينكه فكر مىكردند در بدر با مسلمانان برخورد مىكنند. مواضع جغرافيايى را پى مىگيريم:
«ابىبكر بن سليمان بن ابى حَثَمه» به نقل از «حكيم بن حزام» روايت مىكند كه پس از خروج از مكّه به «مرّ الظهران» رسيديم. اوّلين منزلگاه قريش، «مرّ» بوده است. «مرّ» قريهاى در وادى الظّهران بود.
ياقوت حموى، «وادى الظهران» را «قرب مكة و عنده قرية يقال لها مرّ تضاف إلى هذا الوادي فيقال مرُّ الظهران» توصيف كرده است. 1 ولى «حربى» آن را بطن مرّ خوانده كه فاصلۀ آن تا مكّه سيزده ميل و به طرف شمال، تا عسفان بيست و سه ميل و به طرف جنوب به سرف و از آنجا تا تنعيم سه ميل و تنعيم تا مكّه 2 - 3 ميل بوده است. 2امروزه در عربستان به اين منطقه، «وادى فاطمه» مىگويند و ديگر كسى نام قديمى آن را به زبان جارى نمىسازد.
«هَدّه»؛ كه قيس در آنجا با ابوسفيان ملاقات كرد و از اصرار قريش به ادامۀ راه، وى را مطّلع نمود، به تصريح واقدى در: «هفت ميلى گردنۀ عسفان و سىونُه ميلى مكّه است.»
ولى اين مسافت با آنچه كه ما از هدّه بر سر راه طائف مىشناسيم، مطابقت ندارد.