158براى قبول چنين موضوعى، بايد بررسى كنيم كه پيك ابوسفيان در كجا به قريشيان خبر داد كه بازگرديد!؛ زيرا كاروان به سلامت به مكّه رسيده است؟
واقدى مىنويسد:
ابوسفيان... قيس بن امرىء القيس را كه از مكّه همراه كاروان بود، پيش قريش فرستاد و به آنها دستور بازگشت داد و پيام فرستاد:
«كاروان شما از خطر جست. شما خود را با اهل يثرب درگير نسازيد؛ زيرا شما چيز ديگرى غير از اين نمىخواستيد.» ولى قريش با سرسختى از بازگشت خوددارى كردند و گفتند:
«كنيزان آوازه خوان را بر مىگردانيم.» و آنها را از جُحفه برگرداندند. 1مدرك نشان مىدهد: رسيدن كاروان به مكّه مصادف بود با رسيدن قريشيان به حوالى جُحفه. باز تأمّل مىكنيم. واقدى مىنويسد: «بنىزهره از جُحفه برگشتند.»
و در مورد «بنىعدىّ» به نقل از «ابوبكر بن عمر بن عبدالرّحمن بن عبداللّٰه بن عمر» صراحت دارد:
«بنىعدى همراه قريش بيرون آمده بودند و چون به تنگۀ لِفت رسيدند، سحرگاه خود را به سوى دريا كشانده، به مكّه بازگشتند.» 2«تنگۀ لِفت» از منازل «قديد - جحفه» بوده و اين امر منافاتى با اين گفته ندارد كه پيك ابوسفيان، خبر عزم قريش را به ادامۀ راه در «هدّه» (در هفتميلى گردنۀ عُسفان و سىونه ميلى مكّه) به ابوسفيان داده است؛ لذا مىتوان نتيجه گرفت كه قريش در ادامۀ راه خود، بدر را منزلگاه نهايى خود نمىخوانده است و الاّ چگونه است كه ابوجهل در پاسخِ فرستادۀ ابوسفيان فرياد برآورد:
«نه به خدا! بر نمىگرديم تا به بدر برويم. بايد به آنجا برسيم و سه روز بمانيم.