136و اين نشان مىدهد كه او به كتاب سيرهاى دسترسى داشته است كه سند مزبور را به ابنهشام نسبت داده است و نه ابناسحاق.
مصحّحان معروفِ متنِ «السّيرة النبويّه» در پاورقى كتاب، به اختلاف نُسخ و تردّد آن بين ابناسحاق و ابنهشام اشاره كردهاند. 1در نسخۀ جوتنجن (گوتينكن آلمان) كه در سال 1862 م تصحيح و چاپ شده است، عبارتِ «قال ابنهشام» آمده است. همچنين در نسخۀ مطبوع كتاب «الرّوض الأنف» كه سيرۀ ابنهشام در حاشيۀ آن به سال 1332ه .ق. (1914 م) آمده و در مطبعۀ الجماليه مصر به چاپ رسيده است، عبارت «قال ابنهشام» آمده و نه «ابناسحاق».
و نكتۀ ديگر كه ما را به تأمّل وامىدارد، گفتۀ ابنهشام است كه پس از ذكر ابيات يادشده مىنويسد: «فيقال و اللّٰه اعلم...»
عبارتِ «واللّٰه اعلم» به رسم كاتبان سيره و حديث، ترديد و عدم اطمينان نويسنده را نشان مىدهد؛ خاصه آنكه معلوم نيست «قتيله»، خواهر «نضر بن الحارث» يا به گفتۀ سهيلى، دختر او بوده است؟
و مهمتر آنكه در ابيات مذكور، مضامينى وجود دارد كه نه با تاريخ زندگى نضر مطابقت دارد و نه با روح مسلمانى آن دوران. در اين اشعار، نضر با وصف «قهرمانى بزرگوار و كريم» ستوده شده كه با آنچه در خصوص مخالفتهاى اين فرد با محمّد صلى الله عليه و آله در اسناد تاريخى آمده، در تضاد است.
دوم آنكه در اين اشعار، نضر را از ميان همۀ كسانى كه كشته شدند، به محمّد صلى الله عليه و آله نزديكتر و براى آزادى، شايستهتر خوانده است. اين امر با توجّه به شناختى كه ما از شركتكنندگان بدر داريم، خلاف واقع و عكس آن مشهود است.
سوم آنكه شاعر مزبور شديداً از كسانى كه «نضر» را كشتند، ابراز انزجار مىكند كه چرا ارحام و پيوند را بريديد؟ و اين به صراحت، محكوميّتِ محمّد صلى الله عليه و آله و علىّ بن