129آرى! «عقبة بن ابىمعيط بن ابىعمرو بن امية بن عبد شمس»، بهعنوان يك جنايتكار جنگى، شكنجهگر و آزاررسان مسلمانان، مورد نفرت خاصّ همگان بود و در حالى كه هيچ انگيزهاى براى اصلاحشدن نداشت، مسلمانان در بين راه بدر - مدينه، در محلّى به نام «عرقالظبيه» با رضايت پيامبر او را از پاى درآوردند؛ تا به عقيده و خواست محرومان به سزاى آن همه زجررساندن و قتل و برپايى جنگ و فتنه برسد. 1وقتى موعد اعدامش توسّط «عاصم بن ثابت ابن ابىالأقلح» فرا رسيد، فرياد زد:
«چرا مرا مىكشيد؟» محمّد صلى الله عليه و آله گفت:
«بكفرك و افترائك». «ببزاقك في وجهي» 2واقدى، پاسخ محمّد صلى الله عليه و آله را به عقبه چنين ثبت كرده است:
«بهواسطۀ دشمنىات با خدا و رسول خدا. اى عقبه! به خدا قسم تا آنجا كه مىدانم، مرد بسيار بدى هستى. به خدا و پيامبر او و كتابش كافرى. پيامبر خدا را آزار مىدادى.» 3«بئس الرجل كنت و اللّٰه ما علمتُ كافراً باللّٰه و برسوله و بكتابه مؤذياً لنبيه...».
كلام پيامبر صلى الله عليه و آله را حماد بن سلمه به نقل از عطاء و او از الشعبى چنين ثبت كرده است:
«أ تدرون ما صنع هذا بي؟ جاء و أنا ساجد خلف المقام، فوضع رجله على عنقي و غمزها، فما رفعها حتّى ظننت أن عينيّ ستَتْدران، و جاء مرّةً أخرى بسلا شاة فألقاه على رأسي و أنا ساجد». 4