107جملات توصيفى نبردها كه بعدها بر مبناى قدرتطلبى و خونخواهى سياستپيشهها و سرداران، شكل گرفته است، از آن، به اغراق و تفاخر ياد شده است و رهايى يادشده، يافت و مشخّص نمىشود.
بايد عينكِ خواندن تاريخ را عوض كنيم. تا در همان تاريخ حضور نيابيم، نمىتوانيم با روح و ذهنيّت حاكم بر واقعۀ بدر، ارتباط برقرار كنيم و يا در ذكر وقايع به تجسّم صحنههايى چند از حركت اسب يا چرخش شمشيرها بسنده كنيم. بايد زبان تاريخ را پيدا كنيم تا در پهناى روح آن حضور يافته، قادر شويم خطوط و حركتهاى تاريخى را بفهميم. چنين مسيرى اگر چه با علم تاريخ مغاير است؛ ولى با تاريخِ حيات معنوى جوامع، مباينتى ندارد.
مدينهشناسى در مرز مشتركاتِ علمتاريخ و زبان معنوى تاريخ، گام بر مىدارد.
گاهى علمى و لحظاتى معنوى مىشود. زمانى، تاريخ و دقايقى چند زبان تاريخ را جستجو مىكند.
1 - 4 / پ : كشتهشدگان بدر
محمّد بن عمر واقدى در «مغازى»، اسامى مشركانى را كه در بدر از پاى درآمدند، بر اساس قبايل طبقهبندى كرده و به رشتۀ تحرير در آورده است. تعداد آنها را چهل و نه مرد دانسته است و از مسلمانان به نقل از عبداللّٰه بن جعفر به روايت از زهرى نام چهارده مرد را ذكر مىكند. شش نفر از مهاجران و هشت نفر از انصار مدنى. 1ابنقتيبۀ دينورى در «المعارف» 2 و موسى بن عقبه در «مغازى» خود چهارده نفر را تأييد كرده است؛ ولى بيهقى در «دلائل النّبوه» 3 گفتۀ ابوعبداللّٰه حافظ به نقل از يونس بن اسحاق را يادآور شده است كه تنها يازده نفر از مسلمانان (چهار نفر از مكّيان و هفت نفر