104به الهۀ خود سوگند مىخورد كه بايد از حوض آب محمّد و ياران او آب بياشامد و آن را ويران سازد.» 1ابناسحاق مىگويد: اسود هنگام حمله سوگند خورد:
«أعاهد اللّٰه لأشربنّ من حَوْضهم أو لأهْدِمنّه، أو لأموتنّ دونه». 2بر اساس ترجمۀ رفيعالدّين اسحق همدانى بر نسخهاى كه در دست داشته :
«اسود سوگند به لات و عزّا خورد كه امروز از سه كار، يكى كنم:
يا بروم و آب از حوض محمّد باز خورم. و اگر نه، محمّد را پارهپاره كنم و اگر نه جنگ مىكنم تا خون خود در حوض ريزم؛ چنانكه هيچ كس از آن آب نخورد.»
به رغم اين رجزخوانىها، اسود، توسّط حمزة بن عبدالمطلب از پاى درآمد.
واقدى معلوم مىسازد كه پس از كشتهشدن مهاجم اوّل، عتبه، شيبه و پسرش وليد وارد صحنه شدند و هماورد طلب كردند و خواستند كه محمّد خويشان خود را به نبرد فرستد.
حمزه و على بن ابىطالب و عبيدة بن حارث بن عبدالمطلب برخاستند. 3اين نبردها محدود، و به شيوۀ قبايل عرب، تن به تن بود. از طرف قريش آغاز گرديد و ديرى نپاييد كه به شكست قريشيان منتهى شد و از اين رو بتپرستان هجوم سرسختانۀ خود را آغاز كردند. بيهقى مىنويسد:
«مسلمانان چون ديدند كه آتش نبرد برافروخته شد، به پيشگاه الهى، زارى كردند و موفقيّت مسألت نمودند. پيامبر هم در حالى كه دستهاى خود را به سوى آسمان برافراشته بود، از خدا يارى مىخواست و استدعا مىنمود.» 4براى حقير كاتب، مهم بود كه بداند پيامبر در چنين لحظاتى چه نيايشى مىكرده است؛ زيرا آنچه انسان در لحظات حسّاس مرگ و زندگى بر زبان مىراند، قاعدتاً چكيدۀ