99است كه:
«وليد بن عبدالملك از پادشاه روم جهت بناى مسجد در قبال بودجهاى هنگفت تقاضاى ارسال بنّا ومعمار، كاشىكار، نقّاش، سنگتراش، طراحو... كردهبود.»
محمدبن جرير طبرى در «تاريخ الرسل و الملوك» 1 صريحاً مىنويسد:
«وليد كس پيش فرمانرواى روم فرستاد و خبر داد كه دستور داده مسجد پيمبرخدا صلى الله عليه و آله را ويران كنند و از او كمك خواست. (فرمانرواى روم)، يكصد هزار مثقال طلا فرستاد و يك صد كارگر و چهل بار موزائيك و بگفت تا در شهرهاى ويران شده موزائيك بجويند و همه را پيش وليد فرستاد.» 2ستونهاى سنگى تراش شده با روكشهاى فلزّى، ديوارهاى بلند و مزيّن به نقوش گچكارى و كاشىكارىهاى ديوارها و برپايى مقصورهها، نقّاشى سقف و تزيين آن به چوب ساج و جايگزينى بنايى مستحكم و سنگى بهجاى خانههاى گِلى پيامبر سبب شد چنان مسجدى بنا نهاده شود كه تا آن زمان بنايى به سانِ آن در جزيرةالعرب نبود.
اين تجديد بنا و تعميرات به گفتۀ محمّدبن جرير طبرى، ابنزباله و ابننجّار از سال 88 تا 91 ق. به طول انجاميد.
چهلكارگر رومى با يكصدهزار مثقال طلا، چندين باركاشىهاى مزيّنبهرنگهاى مختلف، قناديل كشيده شده در زنجيرهاى زرّين، ابتكار كار تجديد بنا را به عهده گرفته بودند و عمربن عبدالعزيز آنان را در طول انجام كار از پاداش و خلعت بىبهره نمىگذارد.
آيات قرآنى براى اوّلين بار با خطوط زينتى، روحبخش كاشىها و ديوارهاى مسجدالنّبى شد. ابننجّار تصريح مىكند كه سورههاى «و الشّمس و ضحيٰها» تا «النّاس»