76عطايى داده است؛ ولى در حديث انسبن مالك كه مورد تأكيد بيهقى قرار گرفته، پيامبر دستور ساختمان مسجد را صادر فرمود و پى بنىنجّار فرستاد. چون به حضور آمدند، فرمود: «زمين خود را به من بفروشيد.» گفتند: «به خدا قسم بهاى آن را نمىگيريم؛ مگر از خداوند متعال.» و پيشكش دادند.
ابنقيّم جوزى در «زادالمعاد» (ج2، ص56) گفته است: پيامبر هبۀ آنها را نپذيرفت، «فابتاعه منهما بعشرة دنانير»؛ يعنى «مربد» را به ده دينار از ايشان خريد.
اين گفته، مستند به حديث ابنشهاب در «صحيح»، امام بخارى، كتاب مناقب الانصار، باب هجرة النبى، حديث 3906) مىباشد كه؛ «فأبى رسولُ اللّٰه أَن يقبلَه منهما هبةً حتّى ابتاعه منهما».
در «باب الهجره» از صحيح امام بخارى (كتاب مناقبالأنصار، باب مقدم النبى و اصحابه المدينه) گفتهاى از انسبن مالك نقل گرديده كه به استناد آن معلوم مىشود: قبل از تصاحب «مربد» توسط محمّد رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله ، اين مكان محل دفن مشركين و نخلستانى متروك بوده است و چون به ملكيّت محمّد رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله در آمد، به تصريح ابنقيّم جوزى در «زاد المعاد» (ج 2، ص 56)، پيامبر فرمان داد تا مهاجران و انصار به كمك او شتافته، تمامى نخلها و آثار مخروبۀ قبور را بركنند.
انس بن مالك گفته است: «فأمر رسول اللّٰه بقبور المشركين فنبشت و بالخرب فسوّيت و بالنخل فقطع...». 1ولى ابنحجر عسقلانى در «فتح البارى» (ج7، ص266)، به عقيدۀ ابنبطال استناد كرده كه: «لم أجد في نبش قبور المشركين لنتّخذ مسجداً نصّاً عن أحد من العلماء...». 2امام بخارى در «صحيح» گفته است: «اوّلين بناى مسجدالنّبى، متشكل مىشد از ديوارهاى خشتى و گِلى، با سقفى از شاخههاى درخت خرما، بر پايۀ ستونهايى از تنۀ درخت خرما».