505شدّت خونريزى از بازوى سعد، او را در آستانه مرگ قرار داد. دائماً دعا مىكرد كه مهلتى يابد تا در از بينبردن فتنۀ بينقريظه نقشى داشته باشد. 1پيامبر پس از شنيدن پاسخهاى زشت بنىقريظه، به دعوت مسلمانان در حفظ پيمان همزيستى مسالمتآميز، تصميم گرفت با بنىقريظه كه آمادۀ فتنه و نبرد با مسلمانان شده بودند. به نبرد بپردازند. 2سرانجام آنان حكميّت سعد بن معاذ را در حلّ ماجرا پذيرفتند و چون در دشمنى خود نسبت به مسلمانان پافشارى نمودند، سعد از پيامبر خواست كه بنىقريظه را محاصره نمايد و با آنان به نبرد بپردازند. دليلش اين بود كه ممكن نيست مدينه در كنار چنين طايفۀ لجامگسيخته كه نسبت به مسلمانان نفرت و خشم داشتند، روى آرامش به خود بيند.
پيامبر از اين حكمت استقبال نمود و در حقّ سعد دعا كرد. سعد يك روز بعد درگذشت. 3جنازۀ سعد را از خانهاش تا قبرستان بقيع تشييع كردند و را در ركن شمال شرقى قبرستان كنار مقبرۀ «فاطمه بنت اسد» به خاك سپردند و پيامبر بر او نماز گزارد. 4پيامبر در بارۀ سعد فرمود:
«اهْتَزّ العَرْش لِموت سعد بن معاذ». 5