399يتحرك خاتم رسول اللّٰه في يده فوقع في البئر فطلبناه مع عثمان ثلاثة أيّام فلم نقدر عليه». 1و از محمّد بن سيرين نقل كرده است كه انگشتر پيامبر:
«سقط من يد عثمان فابُتغى فلم يوجد». 2ابوداود در سنن، ماجرا را از زمان ابوموسى اشعرى با تفصيل بيشترى آورده است؛ كه نه تنها توجّه خاصّ پيامبر را نسبت به چاه اريس نشان مىدهد؛ بلكه در متن خود، فضائلِ سه خليفۀ اوّل از خلفاى راشدين را در بر دارد. سنديّت تاريخى اين ماجرا از جانب بعضى از مؤلّفين گذشته، مانند خطيب بغدادى 3 و ذهبى 4 و ابنحجر عسقلانى 5مورد تحليل و نقد قرار گرفته شده است.
پ: اريس، چاه خاتم
بستانى، «اريس ARIS » را در اصطلاح شاميان، «كشاورز» دانسته است. 6 عدّهاى ديگر گفتهاند كه آن واژهاى عبرى است كه اصل آن ارّيس به معنى رئيس مىباشد.
ابناثير آن را به فتح همزه و تخفيف راء و سكون ياء و سين خوانده است 7 و سمهودى در «وفاء الوفا باخبار دارالمصطفى»، چاه را منسوب به يكى از يهوديان مدينه