29موضوع تحقيق دربارۀ سيره مشخص نشود، صحّت تحقيق مشخص نخواهد شد. اگر محمد يك پيامبر است، اين روش تحقيق شرق شناسان دربارۀ پيامبرى پيامبر نيست، نوعى روش كار پژوهشى براى پول در آوردن است و نه رسيدن به واقعيتها و اگر يك شخصيت تاريخى بنام محمد مد نظر شماست، پس چرا مىخواهيد كسى را تحقيق كنيد كه از همان نخست عليه تصوّرات شماست؟ موضوع شما، براى او و يافتگان معرفت او موضوعيت ندارد. مشكل اساسى شرق شناسى نيست، انتخاب شيوههايى است كه ما را به حقايق تاريخى نزديك نمىكند. حقايقى نه آنطور كه مؤمنان مىخواهند، آنطور كه صادقانه محقّقان را قانع سازد.
پرسش : پس شما روشهاى تحقيقى رايج در دانشگاههاى غرب را براى اسلام شناسى مناسب نمىدانيد، همينطور است؟
پاسخ: شايد براى اسلام شناسى مناسب باشد؛ زيرا اين رشتۀ بىمحتوى را غربيان به وجود آوردند، ولى براى مدينه شناسى هرگز؛ چرا كه ما به مدينۀ او مىرويم تا آنچه آنجا بوده به معرفت ما درآيد و نه اينكه مدينهاى را كه ما مىخواهيم بنانهيم تا داستان تاريخى شهروندانش را بنگاريم! البته معتقد نيستم كه بايد روشهاى تحقيقى رايج در دنياى امروز را مانند روشهاى تحقيقى قدماى مسلمان كنارى نهيم. هر دو به يك حد نارسا و ناقص است ولى معتقدم هيچ دستاوردى در دانشگاهها و حوزهها بد نيستند. آنچه مهم است اين است كه چگونه خود را در متن اين يا آن و يا هر دو، جاى دهيم تا به مدينۀ او رسيم؟ اين مشكلترين مرحلهاى است كه هر مدينه شناسى در زندگى با مدينۀ او، با او و ياران او روبروست. من چون خواستهام با مدينه زندگى كنم، خود تلاش كردم تا هم با آگاهى از روشهاى تحقيقاتى قديم و جديد، به اصلاح روشها نائل آيم و هم منابع تاريخى را مورد نقد و بررسى قرار دهم تا بتوانيم در شهر او نشانههاى واقعى را بيابيم.
ما براى رسيدن به شناختهاى واقعىتر، جز صدق، هيچ راهى و جز واقعيت هيچ تعهّدى به نوگرايان جهانى و يا سنت گزاران عالم اسلامى، نداريم.