284
فصل پانزدهم: مسجد عِتْبان بن مالك
در روز 25 ذىقعدۀ سال 1395ق. مطابق با 1354ش. كه نخستين بار به ديدار مسجد جمعه نايل آمدم، ضمن پژوهش در بارۀ بناى آن، در 50 مترى مسجد، توجّهم به يك بناى چهارديوارىِ بدون سقف جلب شد، كه به شيوۀ بسيارى از بناهاى قديمى مدينه، با گچ سفيد روكش شده بود. ظاهراً اين بنا از اصالتى تاريخى برخوردار بود؛ به نحوى كه ما را به شك انداخت كه ممكن است بناى قديمى مسجد جمعه نيز همين باشد؛ ولى بعدها كه تحقيقات گستردۀ ما اين ترديد را از بين برد، به سراغ كارشناسان تاريخ و جغرافياى مدينه رفته، از بناى مذكور سؤال نمودم؛ ولى جوابى مستند به منابع تاريخى نشنيدم.
در خلال سالهاى 1357 تا 1359ش. مطابق با 1400ق. كه در شهرم خرّمشهر به تأليف و تنظيم كتاب حاضر مشغول بودم، يادداشتهايى از هر نشان تاريخى در ميان طايفۀ «بنوسالم» يا نزديكىهاى مسجد جمعه كه برايم مقدور مىشد، برداشتم؛ ولى اين يادداشتها نيز حسّ كنجكاوى مرا اقناع ننمود.
از آن تاريخ تا سال 1361ش. كه خانهام در جريان جنگ عراق و ايران ويران گشت و كتابخانهام به يغما رفت و نابود شد، مجال بحث و فحص برايم نبود؛ تا اينكه در آذر 1362 ( \ 1404ه .ق.) ضمن بررسى نقشهها، تصاوير قديمى و منابع مختلفى كه دوباره به زحمت به دست آورده بودم، بر حسب تصادف گذرم به كتاب مسند احمدبن حنبل و احاديث عتبان بن مالك افتاد. لحظهاى احساس كردمكه بايست جواب سؤالهايم را