256آهنگ قضاى عمرۀ سال پيشش روان شد. ابناسحاق مىگويد:
«چون پيامبر از خيبر سوى مدينه بازگشت، ماه ربيعالأوّل و ربيعالآخر و جمادىالأوّل و جمادىالآخر و رجب و شعبان و رمضان و شوّال را در آنجا بماند و كسان را به غزا و سفرهاى جنگى فرستاد. پس از آن در ماه ذىالقعده (همان ماهى كه مشركان راه وى را به مكّه بسته بودند) به قصدِ قضاى عمرۀ سال پيش روان شد و مسلمانانى كه سال پيش با وى بودند، همراهش رفتند و اين به سال هفتم هجرت بود». 1واقدى و ابنسعد آن سفر را عمرة القضيَّة خواندهاند و تحت عنوان «عمرة رسولاللّٰه القضيّه» در «طبقات الكبرى» (ج 1، ص87) مىنويسند:
«ثمّ عمرة رسول اللّٰه - صلّىاللّٰه عليه[ وآله ] وسلّم - القضيّة في ذيالقعدة سنة سبع من مهاجرة... و خرج مع رسول اللّٰه قوم من المسلمين عماراً فكانوا في عمرة القضية ألفين و... فلمّا انتهى إلى ذيالحليفة... و أحرم رسول اللّٰه من باب المسجد و لبّى و المسلمون معه يلبُّون». 23 / الف: ميقات حجّةالوداع
سومين سفر پيامبر به مكّه در جريان سفر جنگى او براى فتح صورت پذيرفت كه در آن، چون قصد عمره و حجّى نبود، توقّفى در ميقاتى جهت احرام صورت نپذيرفت؛ تا اينكه در سال دهم هجرت، جهت انجام حَجّةالوداع ( \ حَجّةالإسلام) مدينه را به سوى مكّه ترك فرمود و اين حج به اتّفاق آراء تاريخنگاران اسلامى، اوّلين و آخرين حجّى بود كه طبق احكام تشريحى آن به جاى آمد و جوانب شريعتى آن با سنن تكميل گرديد.