211ياقوت حموى به نقل از عبدالعزيز بن اخضر، از يحيى بن ثابت و او از احمدبن حنبل به نقل از هشام بن عروه و در نهايت از عايشه روايت مىكند كه:
«محمّد رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله از چاه خانههاى قريۀ السقيا كه به چاه سقيا شهرت داشته، آب سرد مىنوشيد.» و در نگارش ديگر: «آب سرد طلب مىكرد.»
و اصفهانى در دهۀ نخست قرن سوم هجرى از «سقيا الجزل» و «سقيا يزيد» و «سقيا غفار» از امّالبرك ياد كرده؛ ولى در بلادالعرب ذكرى از اين موارد نكرده است.
در منطقۀ السقيا به گفتۀ مؤلّفِ «المناسك و اماكن طرق الحج و معالم الجزيره» كه در خلال قرن دوم و سوم هجرى بهسر مىبرده است: نخسلتانهايى بوده كه پس از پيامبر اسلام، آنها را قطع كردند و سپس در سال 48ه .ق. مجدداً باغستان مذكور را احيا نمودند. در سال 52ه .ق. بار ديگر اين باغستان در معرض نابودى قرار گرفت. و به همينسان در سال 74ه .ق. ...
در قرن نخست اسلامى، در كنارۀ اين منطقه، مزارع و نخلستانهاى حسن بن زيد قرار داشت و داراى سى چاه بوده و گفتهاند كه: دهانۀ چاهها را با چوببستهايى مىپوشانيدند.
در زمان خلافت متوكّل، پنجاه چاه ديگر در آن روستا حفر گرديد كه به گفته وى، آبِ همگىِ آنها سرد است. با اين همه، نمىتوان باور داشت كه توصيفات مؤلّف المناسك با منطقۀ سقياى واقع در حرۀ غربى مدينه مطابقت داشته باشد. به عقيدۀ مؤلّف حقير، سقياى مورد نظرِ كتابِ المناسك، همان منزلگاه بين «العرج» و «الأبواء» كه به امّالبرك مشهور بوده است، مىباشد و ارتباطى با موضوع مورد بحث ندارد.
به هر حال آنچه مسلّم است، سقيا به عنوان محلّى كه در متن حديث و تاريخ حيات پيامبر صلى الله عليه و آله بوده، مورد توجّه مورّخان و مؤلفان اسلامى است.
حديثى كه اساس اين توجّه و نگرش شد، نيايشى است كه محمّد صلى الله عليه و آله در بارۀ مردم مدينه نمود و نخستين بار پس از هجرت، علاقه باطنى خود را به اهل آن