190
3 - 7 / ب: باب على و حديث سدّ الابواب
آنچه مسلّم است، در چهار ديوارىِ اطراف مسجد، پنجرهها (خوخه) و درهاى (ابواب) اختصاصى، از منازل مجاور مسجد - كه عموماً محلّ سكونت شخصيّتهاى معروف اسلام بوده - رو به مسجد گشوده شده بود و آنان، از طريق درها به مسجد رفت و آمد مىكردند و از آن سوى پنجرهها به درون مسجد مىنگريستند و نظارهگر وقايعى بودند كه در مسجد رخ مىداد.
وجود چنين روزنههايى، از يك سو موجب فخر در تقرّب و از سوى ديگر موجب سهولت در رفت و آمد به شمار مىآمد؛ تا اينكه در يكى از روزهاى قبل از وقوع نبرد احد و دور از انتظار همگان، پيامبر دستور بستن آن درها و پنجرهها را صادر فرمود.
در ابتداى انتشار اين فرمانِ به ظاهر ساده، بحثهايى برانگيخته شد و پرسشهايى به دنبال آورد كه مرحله به مرحله و با گذر زمان اهميّت و عمق نظر پيامبر را عيان مىساخت و بعدها در تاريخ مسلمانى، فصلى مستقل و موضوعى قابل بحث و مناقشه از سوى پژوهندگان و صاحب نظران گرديد.
حاكم در «المستدرك» 1 به نقل از زيد بن ارقم نقل مىكند:
«فقال - صلّىاللّٰه عليه[ وآله ] وسلّم - يوماً سدّوا هذه الأبواب إلاّ باب عليّ، قال: فتكلّم في ذلك ناس فقام رسول اللّٰه - صلّىاللّٰه عليه[ وآله ] وسلّم - فحمداللّٰه و أثنى عليه ثمّ قال: أمّا بعد، فإنّي أمرت بسدّ هذه الأبواب غير باب عليّ. فقال فيه قائلكم و اللّٰه ما سددت شيئاً و لا فتحته و لكن أمرت بشيء فاتبعته. هذا حديث صحيح الإسناد». 2