178استناد رواياتى از امام محمّد باقر و جعفربن محمد عليهم السلام واقعۀ مذكور را تأييد كردهاند 1 و عدّهاى ديگر ماجرا را مربوط به غزوۀ تبوك دانستهاند كه ابولبابه با تنى چند از مسلمانان به واسطۀ علاقه به اموال خود در مدينه ماندند و پس از خروج پيامبر از كار خود پشيمان شدند و گفتند:
«ما در سايه و راحت و آسايش و پيامبر و صحابۀ او در جهاد و شدّت و رنج! به خدا كه ما خود را در ستونهاى مسجد ببنديم و خويشتن باز نگشاييم تا رسول بيايد و ما را باز گشايد و توبۀ ما را قبول و عذر ما بپذيرد.»
ابنزباله در «تاريخ مدينه» 2 به روايت عمر بن عبداللّٰه به نقل از محمد بن كعب اشاره مىكند كه گفت:
«پيامبر اسلام نماز را در جوار ستون توبه به جاى مىآورد.»
و به روايت ديگر، عمربن عبداللّٰه تصريح مىكند كه:
«آن، ستونى بوده كه فقرا و مساكين به گرد آن حلقه مىزدند و پيامبر با آنان به گفتگو مىپرداخت.»
و در سندى ديگر به نقل از ابنعمر و ابنماجه (در سنن) آمده است:
«رسول اسلام براى اعتكاف، كنار ستون توبه بيتوته مىكرد...»
كلينى در «فروع الكافى»، باب فضل المقام بالمدينه، به نقل از علىبن ابراهيم و او از حماد، از حلبى، از ابوعبداللّٰه و به سندى ديگر از طريق معاوية بن عمار، ابوعبداللّٰه تصريح مىكند كه پيامبر: