144
3 - 1 ب : تاريخ بناى مرقد و حجره
براى نخستين بار، خليفۀ دوم همزمان با توسعه و ترميم مسجدالنّبى، حجره ( \ مقصورةالشّريفه) را با خشت بنا و تعمير كرد و بعد ازآن، در زمان وليدبن عبدالملك، كه خانههاى دختر و همسران پيامبر به مسجد منضم گرديد، در اطراف مرقد يك ديوار چهار ضلعى ساخت و با يك ديوار پنج ضلعى ( \مخمّس) ديگر از خارج، آن را احاطه نمود:
الأقشهرى در [ بمنسك القاصد الزائر ] ، وفاء الوفا، ص 560 و ابنعساكر در «تحفة الزّائر»، تصاويرى از نقشۀ هندسى بناى مرقد و حجرۀ پيامبر را كه توسّط عمربن عبدالعزيز بنا شده، ارائه كردهاند و سمهودى آنهارا در «وفاء الوفا بأخبار دارالمصطفى»، (صص569 - 560) مورد استناد قرار داده است.(نك : نقشه 15 - سوم)
ابو اسحاق حربى در «المناسك و اماكن طرق الحج و معالم الجزيره» (ص 375)، كه خود، در اوايلِ قرن سوم هجرى قمرى، شاهد بناى مخمّس بوده، در بارۀ چگونگى ساخت بناى مرقد توسط عمربن عبدالعزيز به سندى از گفتههاى هشامبن عروه از پدرش اشاره كرده كه:
«لمّا أراد عمربن عبدالعزيز هدم الحجرات و إدخالها في المسجد، هدم حجرة عائشة».
الأقشهرى در «روضة الفردوسيّه» (ص 376)، به استناد بيان ابوغسان معتقد است كه بناى پنججدارى اطراف مرقد، به آن علت احداث گرديد كه عمربن عبدالعزيز كراهت داشت از اينكه مرقد مزبور به بناى مربّعِ كعبه شباهت يابد و به عنوان قبله اختيار شود.
ناصر خسرو قباديانى در «سفرنامه» (ص 102)، ضمن ذكر زيارتش از شهر مدينه، صريحاً اشاره مىكند كه در نيمۀ اول قرن پنجم هجرى، پنجضلعى بودن بناى مقبره، مشهود و مشهور همگان بوده است. وى در اين خصوص مىنگارد:
«مقبره؛ و آن خانهاى مخمّس است و ديوارها از ميان ستونهاى مسجد برآورده است.»