120
8 / الف: توسعۀ انجامشده از سوى دولت سعودى
سردبير روزنامۀ «المدينة المنوّره» شمارۀ 297 در 6 شعبان 1368 ه . ق. سرمقالهاى خطاب به ملك عبدالعزيز آل سعود نگاشت. وى در اين سرمقاله از پادشاه سعودى خواست تا نسبت به تعمير و توسعۀ مسجد اقدام اساسى به عمل آورد.
ظاهراً على حافظ و عثمان حافظ دو برادرى كه مسؤوليّت ادارۀ اين روزنامه را داشتند، اوّلين كسانى بودند كه با مقالۀ يادشده، موضوع و اهميّت امر توسعۀ مسجدالنّبى را براى نخستين بار پس از عثمانىها زبانزد خاص و عام كردند.
على حافظ كه از نويسندگان و پژوهندگان مدينه است، بعدها كتابى تحت عنوان «فصولٌ من تاريخ المدينة المنوّره» نگاشت كه در آنجا به شرح پيشنهاد و اقداماتى كه متعاقب آن صورت پذيرفت، پرداخت و گزارش مجمل و قابل استنادى در اين خصوص ارائه داد.
در اين سرمقاله، به اهميّت و ضرورت توسعۀ مسجد، با توجّه به كثرت روزافزون زائران، خاصه در ايّام ذىالحجّةالحرام اشاره شده و تداوم سنّت تعمير و توسعۀ مسجد را از عصر رسول تا عبدالمجيد عثمانى، امرى پسنديده و مبتنى بر رعايت مصالح و رفاه حال مسلمانان زائر دانسته است.
پس از انتشار مقاله، ملك عبدالعزيز پاسخى خطاب به نويسندگان سرمقاله ارسال داشت كه در شمارۀ 301 مورّخ 5 رمضان 1368 ه . ق. درج گرديد. ملك در اين نامه ضمن اعلام آمادگى و موافقت خود از انجام چنين برنامهاى، خاطرنشان كرده بود كه موضوع را پس از پايان موسم حج پىگيرى خواهد كرد.
نتيجه مذاكرات و مطالعات تا 5 شوّال 1370 ه . ق. به طول انجاميد و در اين تاريخ هيئتى كه براى همين منظور از طرف ملك عبدالعزيز انتخاب شده بودند، به خريدارى خانهها و دكانهاى موجود در جهات شرقى و غربى، خاصه سمت شمالى يا شامى (حدّ نهايى توسعۀ مسجد در زمان عبدالمجيد عثمانى) مبادرت ورزيدند. شيخ محمد صالح