100را بر ديوارهاى مسجد نگاشتند و به احداث چهار مناره در چهار زاويۀ مسجد همّت گماشتند كه بهگفتۀ ابنزباله و ديگر مستندات، بزرگترين آنها 60 ذراع طول داشت و كوچكترين آنها منارۀ غربى شامى بود.
يحيى از جعفربن وردان روايتى آورده كه سمهودى آن را در «وفاء الوفا بأخبار دار المصطفى» و ابننجّار در «اخبار مدينة الرّسول» (ص102)، به يكسان به ذكر آن مستند تاريخى پرداختهاند و مضمونش آن است كه وقتى وليد به عبدالملك با سران و بزرگان قوم به بازديد مسجد آمد، ابانبن عثمانبن عفّان متوفّاى 105 ق. 1 در معيّتش بود.
زيبايى و عظمت بناى مسجد، وليد را به غرور واداشت و با خودپسندى رو به ابانبن عثمان كرد و گفت: «أين بناؤنا من بنائكم؟» ابان به وليد گفت: «إنّا بنيناه بناء المسجد و بنيتموه بناء الكنائس». 2امام حربى در «المناسك و اماكن طرق الحج و معالم الجزيره» (ص 370)، به نقل از «زهرى» به چگونگى گفتگو ميان وليد و ابان پرداخته و آوردۀ او را چنين ثبت كردهاست:
«لمّا قدم الوليد بن عبدالملك في تلك السّنة فرض له المسجد و كشف عن الفسيفساء، فجعل ينظر إلى حسنه و جاء النّاس يهنّونه من كلّ ناحية، فجاء أبان بن عثمان يحمل في محفّة حتى وضع بين يديه، فهنّاه بقدومه فقال له الوليد: أين بنياننا من بنيانكم؟ قال لا، يا أمير المؤمنين، قال: و لم ذاك ويحك؟ قال: لأنّا بنيناه بنيان المساجد و بنيتموه بنيان الكنائس. إرفع يا غلام. فجعل الوليد يمده بصره و عمر يقول: إنّه ابن عثمان بن عفّان. ليكسره عنه». 3نك : نقشۀ صفحۀ 101