51خدا را تداعى مىكند؛ زيرا مشعر جاى شعور است و شناخت كسب شده در عرفات كافى نيست. اين شعور است كه انسان را به تعهد و مبارزه وامىدارد، گرچه بين آن دو، رابطۀ متقابلى نيز وجود دارد. اينك در سرزمين شعور يكباره براى مبارزۀ فردا با شيطان، همگى به فكر سلاح مىافتند و سپاه عظيم توحيد و سازمان مسلح در انتظار صبحند تا به قربانگاه روند و با ريختن خون هدى، كار ابراهيمى كنند 1 و تا پاى جان و خون، اطاعت و بندگى خود را در برابر خدا و اجراى فرمان او به ثبوت رسانند؛ همين قربانيهاست كه فردا مَركب نجاتمان خواهد شد 2 وخداوند آن را از شعائر مىشمارد؛ «وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَكُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ »؛ 3 «و شترها (حيوانات قربانى) را از شعائر خدا قرار داديم.» و نثار خون، شعور بر انگيز و از عوامل بيدارى محسوب مىشود و اين عامل جاودانگى اسلام است كه هم طواف دارد و هم مسلخ، هم مسجد و هم جهاد.
در جمرات، در جايگاه خودِ دشمن، قبل از آن كه به او فرصت تاخت و تاز و سلطه گرى داده شود، حملۀ مسلحانه آغاز مىگردد. همه با هم مىزنند، نه يكبار، آن اندازه كه به دشمن ضربه زند، آن هم هفت بار ضربه و سه روز متوالى. شيطان بزرگ و متوسط و شيطانك را، تا آنجا كه دشمنى ضربه نخورده باقى نمىماند.
در حج امروز نيز چون زمان ابراهيم و محمد - ص - بايد شعور سياسى - نظامى را در سيل خروشان حجاج به وجود آورد و در بازگشت از حج، اين الگوى كوچك، در صحنه واقعى و وسيع زندگى يك ميليارد