205اگر در اين رابطه به همبستگى و پيوستگى موقعيت و اهميت دو شهر مقدس مدينه و مكه توجه كنيم و تفكيكناپذيرى جايگاه «حرمين» را در ديدگاه اسلامى مدنظر قرار دهيم، مسألۀ آثار تاريخى در اين دو سرزمين وحى و هجرت پيچيدهتر و عميقتر و نقش آن گستردهتر ظاهر مىگردد.
پس از هجرت پيامبر خدا - ص - به مدينه و ايجاد مركزيت عبادى، سياسى و نظامى آن توسط شخص پيامبر - ص - تاريخ اين دو سرزمين به هم گره خورده و حوادث آن دو، مانند آثار به جا ماندۀ اين حوادث در هر دو «حرم» از اهميت فوق العادهاى برخوردار گشته است.
اينك نه تنها براى مطالعه سوابق تاريخى «حرم» و مكه و مسجدالحرام و كعبه نياز به بررسى و مطالعۀ آثار بجا ماندۀ تاريخى داريم، اصولاً براى مطالعۀ تاريخ اسلام از عبادتها و غزوات پيامبر - ص - گرفته تا زندگى معصومين - عليهمالسلام - و ديگر شخصيتهاى بارز اسلامى و نقشى كه سلسلههاى خلفا و سلاطين در قطب و مركزيت اسلام؛ يعنى «حرمين» داشتهاند، بايد از آثار بازماندۀ تاريخى اين حوادث عظيم و گسترده استفاده نمود كه بدون آنها تاريخ اسلام گنگ و مبهم باقى خواهند ماند.
بعنوان مثال، آثار موجودى چون ديوارهاى كعبه، غار حرا و ثور، حجرالأسود، ناودان، حجر اسماعيل، باب الكعبه، مقام ابراهيم، چاه زمزم، كوه صفا و مروه، شعب ابوطالب، مساجد تايخى مكه و مدينه، بقيع، قبرستان ابو طالب، ميقاتهاى ششگانه، جبلالرحمه، مسجد خَيْف در منا و دهها آثار باشكوهى كه هر كدام بيانگر بعدى از تاريخ باعظمت اسلام