161در گسستن وابستگيها و برائت از كفار و دعوت به اتحاد مسلمانان و بيدارى امت و نفى سلطۀ شرق و غرب باشد؛ نه تنها ممنوع نخواهد بود بلكه خود مصداق «لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنٰاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ» مىباشد.
مفهوم منطقى جدل
جدل (ديالكتيك DIALEC TIQUO ) در اصطلاح منطقى، صناعتى است كه به صورت بحث و پرسش و پاسخ به نحوى خاصّ بين دو يا چند تن انجام مىپذيرد، بدين طريق كه يكى پيوسته از ديگرى سؤال مىكند و عقيدۀ او را دربارۀ امرى جويا مىشود و او را به بررسى مطلب وامىدارد و او سؤالها را پاسخ مىگويد. آن كس كه از عقيدهاى دفاع مىكند، حافظ وضع؛ يعنى طرفدار يك رأى و عقيده يا مجيب ناميده مىشود و تمام كوشش او آن است كه الزام نشود و آن كس كه مىخواهد عقيدۀ وى را نقض كند سائل يا ناقض وضع ناميده مىشود؛ يعنى كسى كه وضع را خراب مىكند و هر دو جدلى (ديالتيسين) ناميده مىشوند.
وضع، معمولاً رأيى است كه مورد اعتقاد و التزام مىباشد؛ مانند عقايد مذهبى يا سياسى يا فلسفى. و غرض سائل آن است كه حافظ وضع را به تناقضگويى بكشاند و از سخنان او محال و تالى فاسدى بيرون بكشد و بدين طريق او را مجاب سازد. و غرض حافظ وضع، آن است كه در بنبست نيفتد و خود را به تناقضگويى نيندازد.
محاورۀ جدلى نوعى بحث و مكالمه است و لفظ ديالكتيكون، كه در يونانى به معناى مكالمه و گفتگوى بينالاثنين بوده، در اين نوع صناعت