143در «لسان العرب» مىگويد:
«جدل» محكم بستن و محكم پيچيدن و تابيدن را گويند و از اين روست كه به لجام ناقه «جديل» گفته مىشود و به زمين سخت نيز «جداله» مىگويند. به مردى كه در جدل قوى باشد، «جدل» گفته مىشود و «جدل» اسمى است كه به معناى زيادهروى در خصومت به كار مىرود. 1برخى گفتهاند:
«جدال» بر وزن فِعال از «مجادله» مشتق شده و «مجادله» نيز از «جدل» كه به معناى تابيدن و پيچيدن است. و گفته شده: «جدل» مشتقّ از «جداله» است كه به معناى زمين است، گويا هر يك از دو طرفِ مجادله، مىخواهند ديگرى را بر زمين افكنند. 2راغب گويد:
«جدال» گفتگو بر سبيل منازعه و برترىجويى بر يكديگر است و ريشۀ جدل از «جدلت الحبل» است كه به معناى محكم كردن ريسمان و تابيدن آن است، گويى هركدام از دو مجادله كننده مىخواهد ديگرى را از رأى و اعتقادش بپيچاند. 3
نظر مفسّران دربارۀ «جدال در حج»
زمخشرى قرائت ابوعمرو و ابن كثير را كه «رفث و فسوق» را