357
«پس او را آزاد بگذار!» چون چشم صفيه به بدن قطعه قطعه شدۀ برادرش افتاد، گفت:
انّا للّٰهِِ وَ انّا الَيهِ رٰاجِعُون آنگاه دربارۀ او دعا و استغفار كرد. 1
ابن ابى الحديد از واقدى نقل مىكند كه چون صفيه به احد آمد، انصار مانع شدند كه نزد رسول خدا بيايد ولى آن حضرت فرمود
«دَعُوها»؛
«مانعش نشويد.» آنگاه در نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله نشست و شروع به گريه كرد. او كه گريه مىكرد، رسول خدا هم مىگريست و چون صدايش به گريه بلند مىشد رسول خدا بلند مىگريست؛ «فجعلت اذا بكت يبكى رسول اللّٰه و اذا نشجت ينشج رسول اللّٰه» فاطمۀ زهرا عليها السلام كه در كنار آنان بود و گريه مىكرد و رسول خدا هم به همراه او گريه مىكرد. آنگاه فرمود:
«لَنْ اصاب بمثل حمزة أبداً»، سپس خطاب به صفيه و فاطمه زهرا عليها السلام فرمود:
بشارت مىدهم بر شما كه جبرئيل، نازل گرديد و به من خبر داد:
«إِنَّ حمزة مكتوبٌ فىٖ أَهْلِ السّماواتِ السَّبْع حَمزة بْن عبدالمطّلب اسَدُاللّٰه وَ اسَدُ رَسُولِهِ» 2
5-گريه شديد رسول خدا به هنگام نماز بر عمويش حمزه
در ذخائر العقبىٰ آمده است كه پيامبر خدا چون در كنار پيكر حمزه براى اقامۀ نماز ايستاد، با صداى بلند گريست، سپس آه عميقى كشيد و خطاب به پيكر او گفت:
«يٰا حَمزَة، يٰا عَمّ رسول اللّٰه واَسَدَ اللّٰه وَاَسَدَ رسوله، يٰا حَمزَة، يٰا فٰاعلَ الْخَيْرات، يٰا حَمْزَة يٰا كاشِفَ الكُرُبٰات، يٰا حَمْزَةَ يٰا ذابَّ عن وجه رَسُول اللّٰه».
باز هم گريۀ طولانى كرد، آنگاه به نماز پرداخت. 3