345اساس دلايل تاريخى، اين تعداد بخشى از كسانى هستند كه به وسيلۀ حضرت حمزه به هلاكت رسيدهاند نه همۀ آنها، ولى عدم ذكر همۀ مقتولين و يا اختلاف نظر در مورد آنان، همانند اختلاف نظر در آمار مقتولين به وسيلۀ اميرمؤمنان عليه السلام كه بعضى از مورّخان بيشترين كشتهشدگان و بعضى ديگر تنها بيست و دو تن را از آنِ آن حضرت دانستهاند. با در نظر گرفتن حقايق موجود تاريخى چندان مهم نيست؛ زيرا اگر همۀ مقتولان دراين جنگ مشخّص و منعكس مىگرديد نظر مورّخان در مورد هر دو بزرگوار تغيير مىكرد. به هر حال با اينكه آمار دقيق از آن مقتولين به دست دو بزرگوار در دست نيست ولى دلائل مسلّم تاريخى نقش اساسى آنها را در پيروزى جنگ بدر ثابت نموده است و در اين جنگ شكست دشمن در مرحلۀ اوّل به دست اميرمؤمنان و سپس به دست حضرت حمزه آنگاه به دست ساير افراد سپاه توحيد به وقوع پيوسته است، آنهم نه همۀ افراد سپاه؛ زيرا طبق مضمون صريح قرآن تعدادى از صحابه از اوّل حركت رسول خدا صلى الله عليه و آله از مدينه، از اين برخورد ناخشنود و از ورود به صحنۀ جنگ شديداً مضطرب و نگران بودند. 1 و تاريخ هم گوياى اين واقعيت است كه بعضى از صحابه در ميدان جنگ يا نقشى نداشتند و يا داراى نقش كم رنگى بودند.
تحليل ابن ابىالحديد از پيروزى مسلمانان در جنگ بدر
در اينجا مناسب است تحليلى را كه ابن ابىالحديد از پيروزى در جنگ بدر و از شجاعت و نقش مؤثّر اميرمؤمنان و حضرت حمزه عليهما السلام در اين پيروزى ارائه داده است به طور خلاصه نقل نماييم:
وى در تحليل خود از اين پيروزى با وجود نيروى قوى و تواناى مشركين و ضعف و ناتوانى مسلمانان مىگويد: آرى، سپاه كوچك اسلام از عدّهاى از انصار از قبيله اوس و خزرج و تعدادى از مهاجرين كه در بطولت و شجاعت معروف بودند، تشكيل يافته بود و مهمتر اينكه در كنار اين گروه به ظاهر كم، على بن ابىطالب و حمزة بن عبدالمطّلب كه