325زيارت ائمۀ بقيع عليهما السلام از منزل بيرون آمدم، بقعه و مقبرۀ آن بزرگوار در سوق الطوال در سمت يسار كوچه واقع است. حياط كوچكى دارد. ايوانى در برابر آن است. در بقعه در يسار فضاى ايوان است. در بقعه بسته بود، مدّتى معطل شديم تا متولّى را حاضر كردند، در را باز كرد، داخل بقعه شده، آغازِ زيارت نموديم. ضريح چوبين داشت. جامۀ گُلى مفتولدوز دور مضجع آن بزرگوار كشيده بودند و اين جامه را والدۀ سلطان عبدالمجيد خان در سلطنت سلطان عبدالعزيز خان دوخته است. در محراب آن دو ركعت نماز كرديم. در سمت يسار محراب طاقچهاى بود كه به سمت باغچه باز مىشد و بعد از آن بيرون آمده به سمت بقيع رفتيم.» 1
اين بود آنچه مىتوان در حدّ يك مقاله دربارۀ سابقه تاريخى«دارالنابغه»از دو جنبۀ مختلف بحث و بررسى كرد و چنين استنباط نمود كه جنبۀ دوّم آن يعنى مسألۀ نماز خواندن رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين خانه نمىتواند با جنبۀ اوّل آن؛ يعنى وجود قبر پدر گراميش بىارتباط باشد و همانگونه كه آن حضرت به هنگام سير و حركت قبر مادرش را زيارت مىكند و در كنار آن به شدّت گريه مىكند، تا آنجا كه اصحاب و ياران او نيز گريه مىكنند در كنار قبر پدرش نيز كه هميشه در دسترس و در داخل مدينه بود قرار مىگيرد و به نماز و دعا و به راز و نياز با پروردگارش مىپردازد تاجايى كه آن محل به عنوان«مسجد دارالنابغه»معروف و مشهور مىگردد.