295از سوار شدن بر مركب امتناع مىورزيد و هميشه با پاى پياده حركت مىكرد و چنين مىگفت: «لا أركب في مدينةٍ دفنت جثّة رسول اللّٰه فيها» ؛ «در شهرى كه پيكر رسول خدا صلى الله عليه و آله در آن دفن شده است سوار مركب نخواهم شد.»
و هر وقت مىخواست حديث نقل كند وضو مىگرفت و محاسنش را شانه مىزد و با وقار و متانت در صدر مجلس مىنشست. چون علت اين اظهار وقار را از او جويا شدند، پاسخ داد: «احب ان اعظّم حديث رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله» ؛ «دوست دارم از حديث پيامبر صلى الله عليه و آله تعظيم و تكريم بيشترى به عمل آورم.»
مناظرۀ مالك با منصور دوانيقى در توسل به رسول خدا صلى الله عليه و آله
قاضى عياض در شفاء، از ابن حميد، يكى از شاگردان برجسته امام مالك نقل مىكند: در سفرى كه ابو جعفر منصور به مدينه نمود، در كنار قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله با امام مالك پيرامون مسألهاى بحث كردند. منصور در اين بحث گاهى با صداى بلند صحبت مىكرد. مالك گفت: يا امير المؤمنين در اين مسجد نبايد با صداى بلند سخن بگويى: زيرا خداوند گروهى را با اين آيه نكوهش كرد:
«يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَرْفَعُوا أَصْوٰاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ...»
و گروه ديگر را با اين آيه مدح و تعريف نمود:
إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوٰاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللّٰهِ ...
و باز گروه ديگر را با اين آيه مورد ملامت قرار داد:
إِنَّ الَّذِينَ يُنٰادُونَكَ مِنْ وَرٰاءِ الْحُجُرٰاتِ أَكْثَرُهُمْ لاٰ يَعْقِلُونَ
مالك سپس گفت: احترام پيامبر صلى الله عليه و آله پس از مرگش، مانند حال حياتش، بر همۀ مسلمانان لازم است. منصور گفتار مالك را پذيرفت و سكوت اختيار كرد. سپس پرسيد:
اى ابوعبداللّٰه، به هنگام دعا كردن رو به قبله بايستم يا رو به سوى قبر پيامبر صلى الله عليه و آله ؟ مالك