261ممكن نمايد و مراجعه كننده را با هالهاى از ابهام مواجه سازد؛ زيرا عقيل بنىهاشم از جهات عديده به ويژه از سه محور زير مورد تهاجم مخالفينش قرار گرفته و از اين سه بعد شخصيت معنوى و موضعگيرى فكرى مذهبى او مورد سؤال واقع شده است.
1-تاريخ اسلام و هجرت او.
2-حضور وى در جنگها.
3-ملاقات او با معاويه.
مخالفان عقيل ابن ابىطالب به ويژه سردمداران بنىاميّه خواستهاند در هر يك از موارد سه گانه با تحريف حقيقت او را متّهم و مورد نكوهش قرار دهند و از اين راه كينه عميق درونى و رنج عداوت و دشمنى خود را كه از او و برادرش امير مؤمنان در دل داشتند تشفّى بخشند.
و از اينجا است مىبينيم اسلام و هجرت او را كه پس از جنگ بدر و در سال دوّم هجرت به وقوع پيوسته است در سال هشتم معرفى نمودهاند.
و او را كه به همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله در فتح مكّه و جنگ حنين شركت نموده و پس از آن در اثر از دست دادن بينايى از حضور در جنگها محروم شده است نه به عنوان كسى كه از شركت نمودن در جنگهاى دوران پيامبر صلى الله عليه و آله و دوران امير مؤمنان عليه السلام امتناع ورزيده بلكه به عنوان فردى كه در صفّين جزء لشكريان معاويه و در جبهه مخالف امير مؤمنان بوده قلمداد گرديده است.
در مورد ملاقات وى با معاويه نيز كه پس از شهادت امير مؤمنان و در راستاى دفاع از آن حضرت به وقوع پيوسته است با تحريف گستردهاى مواجه هستيم كه تاريخ اين سفر، در دوران حيات امير مؤمنان و انگيزه آن اهداف مادّى و پناهنده شدن به دربار معاويه معرّفى گرديده است. و چون طرح اين مسائل در اين مجموعه خارج از موضوع است خواننده ارجمند را به مطالعه مجموعه ديگرى به نام«عقيل بن ابىطالب»كه در آستانۀ انشتار است ارجاع و در اينجا بخشى از فضائل او را در اختيار خواننده عزيز قرار مىدهيم.