204
«تدمع العين و يحزن القلب و لا نقول الاّ ما يرضى بِهِ الرّب و أنا بك يا ابراهيم لمحزونون»؛
«قلبم اندوهناك و چشمم گريان است و چيزى بجز رضاى حق نمىگويم اى ابراهيم اينك در فراقت شديداً اندوهناكيم.» 1
و در حديث ديگرى آمده است كه آن حضرت پس از آن كه فرمود:«تدمع العين...» اين جمله را هم اضافه نمود:
«و لو لا انّه وعد صادق و وعد جامع و ان الآخر لاحق بالاوّل لوجدنا عليك يا ابراهيم اشد من وجدنا و انابك لمحزونون»؛
«اگر مرگ وعدۀ حق و همگانى نبود و اگر قرار نبود پسينيان به پيشينيان ملحق شوند، اندوه ما در فراقت، بيش از اين مىشد و در عين حال در فراقت شديداً اندوهناكيم.» 2
و باز در حديث ديگرى كه ابى داود متن آن را نقل نموده، چنين آمده است:
«ففاضت عينا رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله فقال له سعد ما هذا؟ قال صلى الله عليه و آله انّها رحمة وضعها اللّٰه في قلوب من يشاء و انّما يرحم اللّٰه من عباده الرحماء»؛ 3
«چون اشك پيامبر صلى الله عليه و آله جارى شد،
سعد عرض كرد: يا رسولاللّٰه اين گريه چرا؟ فرمود اين رحمت و عاطفه است كه خداوند در دل كسانى كه مىخواهد قرار مىدهد و خداوند از بندگان خويش بر آنها رحم مىكند كه در دلشان رحم باشد.»
عبدالرحمان بن حسان بن ثابت از مادرش سيرين نقل مىكند كه به هنگام مرگ ابراهيم من و خواهرم ماريه در كنارش بوديم با اينكه با ناله و شيون گريه مىكرديم اما از سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله مخالفت به عمل نمىآمد ولى پس از مرگ او از شيون و فرياد كردن نهى نمود.(كلّما صحت أنا و اختي ما ينهانا فلمّا مات نهانا عن الصياح). 4