203سبقت مىجستند، بالأخره اين افتخار نصيب بانويى به نام امّ برده همسر ابوسيف گرديد.
خانه ابويوسف كه شغل آهنگرى داشت در همان محلۀ بنىمازن و در نزديكى مشربۀ ام ابراهيم قرار گرفته بود و امّبرده ابراهيم را به نزد ماريه در مشربه و به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله در مدينه مىبرد و پس از ديدار آنان به خانهاش برمىگرداند و گاهى رسول خدا شخصاً براى ديدن فرزندش به خانۀ امّ برده مىرفت. 1
محبت پيامبر نسبت به ابراهيم
انس بن مالك خدمتگزار رسول خدا صلى الله عليه و آله مىگويد:«من نسبت به فرزند مهربانتر از رسول خدا كسى را نديدهام؛ زيرا به هنگامىكه ام برده ابراهيم را پرستارى مىنمود، گاهى رسول خدا صلى الله عليه و آله با اين فاصلۀ دور، به خانه او مىرفت و ابراهيم را در بغل مىگرفت و او را مىبوسيد، سپس به دايهاش تحويل مىداد و يك روز كه رسول خدا صلى الله عليه و آله باز قصد خانۀ امّبرده را داشت، من نيز به همراه او حركت كردم، چون به خانۀ ابويوسف رسيديم، ديدم خانۀ او پر از دود است. من به سرعت وارد خانه شدم واو را از ورود رسول خدا مطلع ساختم، او هم با عجله دست از كار كشيد و كوره آهنگرى را تعطيل نمود تا دود فضاى خانه، آن حضرت را آزرده نسازد ولى رسول خدا صلى الله عليه و آله با همين وضع وارد گرديد و فرزندش را در بغل گرفت و به سينه چسبانيد. 2
گريۀ رسول خدا و ماريه در كنار بستر ابراهيم
ابراهيم در خانۀ امّ برده مريض شد و در روز سهشنبه يازدهم ربيعالاول سال دهم هجرى كه هيجده ماهه و بنا به قولى شانزده ماهه بود، از دنيا رفت. در منابع حديثى متعدد نقل شده است: در دقايق آخر عمر وى و آنگاه كه در حال نزع بود، رسول خدا صلى الله عليه و آله در كنار بسترش نشسته بود و در حالىكه اشگش بصورتش جارى مىگرديد چنين فرمود: