96
هجرت رسول صلى الله عليه و آله
آن هنگام كه خداوند اجازۀ هجرت به مدينه را داد،قريش تلاش كردند تا پيش از آن كه رسول صلى الله عليه و آله در جايى استقرار يابد،و با تكيه بر آنجا از عقيدهاش دفاع كند و يا كيان جاهلى آنان را به بازى گيرد و دايرۀ اباحىگرى شان را محدود سازد،دعوتش را از ميان بردارند.اما عنايت خداوندى جز بر اين امر استوار نبود كه آن حضرت كارش را در آنچه بناست محقق شود،به انجام برساند و مكه را از شرف نصرت و حمايت از رسول صلى الله عليه و آله محروم سازد. 1
اكنون كه با همه راه بستنها او توانسته بود از دستشان بگريزد،آنان بر آشفتند و بر قتل او،طبق برنامهاى كه از پيش تعيين كرده بودند،اصرار ورزيدند.آنان كسانى را در هر سوى براى يافتن وى فرستادند و براى هر كسى كه او را بيابد يك صد شتر جايزه معين كردند،اما تلاش آنان به جايى نرسيد.
جنگ با قريش
رسول صلى الله عليه و آله در مدينه اجازۀ نبرد يافت.پسر عمويش حمزه را با لشكرى كوچك براى حمله به كاروان قريش كه از شام باز مىگشت،اعزام كرد.نيروى ديگرى را هم بار ديگر به همين هدف فرستاد.در سال دوم هجرت، 2عبداللّٰه بن جَحْش را در سريۀ سومى فرستاد كه كاروان را تصرّف كرد و آنچه را داشت به عنوان غنيمت برگرفت.سپس آن حضرت،همراه سيصد نفر براى حمله به كاروانى ديگر از مدينه خارج شد.قريش كه از اين حمله آگاهى يافت با هزار سرباز برابرش آمد.دو گروه سر چاههاى بدر،جايى در