91مردم را در اين قحطسالى اطعام مىكرد.همين اقدام او سبب شد تا او را هاشم بنامند، 1تعبيرى كه از روى«هشم الثريد»ساخته شده بود.چنان كه شاعر در بارۀ او گويد:عمرو كسى است كه براى مردم ثريد درست كرد،آن هم در روزگارى كه مردان مكه در دوران سختى و خشكسالى به سر مىبردند.
زمانى كه اسلام ظهور كرد،قريش همچنان به صورت يك سنت به اين كار ادامه مىداد.رسول صلى الله عليه و آله هم با فرستادن مالى با ابوبكر در جريان برگزارى حج در سال نهم هجرى جهت اطعام حجاج اين سنت را امضا فرمود. 2ايشان همين كار را در حجة الوداع هم انجام داد.بعد از آن ابوبكر و ديگر خلفا هم به اين كار ادامه دادند.ابوالوليد ازرقى گويد:اين كار ادامه يافت تا روزگار ما كه خلفا در ايام حج،در مكه و منىٰ و تا پايان مراسم،حجاج را اطعام مىكنند.ابوالوليد در ميان قرن سوم هجرى درگذشته است.
تا آنجا كه من مطالعه كردهام،نديدهام كه در دورهاى،اين سنّت حَسَنه تعطيل شده باشد؛اما تصور مىكنم در پى برآمدن فتنهها و جنگهايى كه سبب قطع مسير به مكه مىشد،آن سنت تعطيل مىشده است.نكتۀ قابل توجه در اين سنت آن است كه هزينۀ آن به طور مشترك توسط قريش و بعدها با مشاركت مسلمانان در صدر اسلام پرداخت مىشد.به مرور اين مشاركت عمومى،جاى خود را به بيت المال و خزاين خلفا داد.بايد پرسيد:آيا مردم مكه دست از آن مجد و عظمت گذشته برداشتند يا آن كه زندگى بر آنان تنگ شد؟همان طور كه پيش از اين گفتيم،قريش،فعالترين قبايل جزيرة العرب در كارهاى تجارى بودند.بنابراين در دادن هزينۀ اطعام حجاج در موسم حج دستشان باز بود.زمانى كه اسلام برآمد،فعاليت قريش بيشتر شد و به دنبال فتوحات و گسترش تجارت،ثروتهاى هنگفتى به سوى آنان سرازير شد.با فزونى ثروت بود كه زمينهاى آنان در طائف و مدينه و برخى از نواحى مكه و وادىهاى نزديك هم سرسبز و خرّم شد، چرا كه از اين پولها براى كندن چاه استفاده مىشد.چيزى نگذشت كه اين فعاليت