415
ابونمى دوم
با درگذشت بركات،امارت به فرزند بزرگ و شريك قبلى او محمد ابونمى دوم رسيد كه اين زمان بيست سال داشت.
مورّخان اين ابونمى را از سران اشراف بنى بركات مىدانند،چنان كه وى را زعيم و رهبرى مىدانند كه ميان خاندانهاى مختلف اشراف كممانند است.در كنار اين امر،وى به نظامنامهاى شهرت دارد كه از وى شناخته شده است و گويند كه در آن ديۀ هر مردى از اشراف را چهار برابر غير اشراف قرار داده بود.من تلاش كردم نسخهاى از آن را بيابم اما نتوانستم،جز آن كه اخيراً يك متن تأييد شده توسط برخى از اشراف از نوادگان ابونمى را يافتم كه در روزگار يحيى بن سرور در سال 1237 تنظيم شده بود و اين متن همان طور كه مورّخان مىگويند منقول از سندى است كه به شريف مسعود بن سعيد از چهرههاى برجسته از آباءشان تعلق داشته است.بعيد نيست كه مقصود از آباء همان ابونمى يا فرزندان او باشد.
بر اساس تصويرى كه از اين وثيقه برجاى مانده،محتواى آن در بارۀ تعيين مناسباتى است ميان فرزندان ابونمى و جرايم تعيين شده در بارۀ تجاوز يكى بر ديگرى يا بر كسى كه از غير آنان به يكى از آنان پناه برده باشد،يا كسى كه پيرو آنان بوده و از ايشان محسوب است.غالب اين جرايم،تعيين غرامت از اسب و شتر و برده بوده و مستند آن چيزى جز عادات به ارث رسيده از پدران نيست،آن هم در قالب و صورتى كه امروزه معنا و مفهومى ندارد.
ابونمى امارت مكه را ميان فرزندانش موروثى كرد،چنان كه پياپى،آن را به ارث مىبردند.امتياز او هم به درايت و استقامتى بود كه در كار حكومت داشت و اعراب و اهالى به شدّت از او حساب مىبردند.چنان كه حُجّاج و مجاوران در مكه هم حرمتش را حفظ مىكردند و صاحب منصبان عثمانى هم منزلت او را مىشناختند و عقل او را در از ميان بردن فتنهها و پايين نگاه داشتن قيمتها تأييد مىكردند.طى سالهاى طولانىِ حكومت وى،مكه در آرامش كامل به سر مىبرد و هيچگونه هيجان و آشوب بيهودهاى