410بودند و برخى برده بودند و اخلاص كامل به سرور خويش داشتند و در حفاظت از آنان فانى بودند.
همين روحيه،سبب شد تا تركها در سپاه مسلمانان به مناصب عالى دست يابند و گروههايى مثل سلاجقه بتوانند بر مقدّرات خلافت عباسى در بغداد مسلّط شوند،چنانكه برخى ديگر توانستند،دولتهايى در نقاط مختلف دنياى اسلام تأسيس كنند كه از آن جمله مماليك ترك و چركس در مصر و عثمانىها در آناتولى و سپس در سرزمين روم بودند.
تركهاى بنىعثمان وابسته به برخى از اين قبايل بودند و در جايى نزديك به آناتولى اقامت داشتند.در اين وقت با سپاهى از تركهاى سلجوقى روبهرو شدند كه از مصاف با تاتارهاى مغولى گريخته بودند.اينان پيشقدم شده براى يارى سلاجقه وارد ميدان شدند.در همين اوضاع بود كه كفّۀ ترازو به نفع آنان بالا گرفت و سلطان سلجوقى به پاس خدمات آنان،منطقهاى را در آناتولى به اقطاع به رئيس آنان ارطغرل واگذار كرد تا امارتى در آنجا برپا كند.
عثمان فرزند ارطغرل به تدريج محدودۀ حكومتى خود را افزايش داد و به سال 699 اعلام استقلال كرد.جانشينان عثمان،سلاطينى بودند كه سرزمينهايى را فتح كردند و مشهورترين آنان بايزيد فرزند مراد(791)بود كه توانست بخشى از هيبت و قدرت مسلمانان را،به خصوص بعد از پيروزىاش بر سپاهيان متحد صليبى در جريان جنگ نيكولى،باز گرداند،به طورى كه اعراب و دولتهاى اسلامىِ وقت،پيروزى او را پيروزى خود تلقى كرده،آن را موفقيت تازهاى براى اسلام برشمردند.حتى مماليك چركسى مصر با شنيدن خبر پيروزىهاى وى جشن گرفتند و خليفۀ عباسى كه از طرف مماليك در قاهره بود به او تهنيت گفت و لقب سلطان الروم را به او داد.
زمانى كه تيمور لنگ بر سلطان بايزيد يورش برد و او را در سال 804 اسير كرد، عثمانىها دريافتند كه مماليك چركس در اين كار به تيمور كمك كردهاند.آنان از فرصت استفاده كرده برخى از سرزمينهاى بايزيد را به متصرّفات خود افزودند.عثمانىها اين را به عنوان يك كينه در خود نگاه داشتند.