393فراوانى نقدينگى در ميان چراكسه بيشتر مىشد،چنان كه علاقۀ آنان به بخشش و كمك به فقرا،وضعيت را عوض مىكرد،به طورى كه بسيارى از كسانى كه به نوعى به فرماندهان چركسى مربوط بودند،از خيرات و بخششهاى آنان استفاده مىكردند.
در اين دوره،مراسمى كه در قصرهاى مكه برگزار مىشد،در مقايسه با آنچه از دورۀ فاطمى و ايوبى بود،بيشتر شده بود.اگر وصف جشنها و مراسمى كه در استقبال از آنان برگزار مىشد مطالعه شود،دامنۀ شكوه و ابهتى كه در اين قبيل مراسمها بود به دست مىآيد.
قطبى در كتاب الإعلام خود مىگويد:وقتى يكى از امرا به مكه مىرسيد،ابتدا شبانه براى انجام اعمال وارد مكه مىشد.آنگاه صبح روز بعد مراسم استقبال و جشن بزرگ آغاز شده،موكب او به مسجد الاحرام مىرفت و در آنجا مردم و خادمان حرم از وى استقبال مىكردند.او به طواف مىپرداخت و همان لحظه يكى از مؤذّنان روى قبّۀ زمزم «مقام شافعى»شروع به خواندن دعا براى او مىكرد.اين وضعيت ادامه داشت تا طواف او تمام شود.زمانى كه نماز طواف را مىخواند با موكب خود،در حالى كه رويش به كعبه بود،در سايۀ ديوار زمزم مىايستاد.آنگاه شخصى فرمان مربوط به او را بلند مىخواند.
اين مربوط به وقتى بود كه آن شخص براى منصبى به مكه فرستاده شده باشد.سپس موكب او به سمت صفا مىرفت و امير در حالى كه سوار بر اسب با عرّابه خود بود،در كوچهها و خيابانهاى شهر مكه مىگشت-و بسا با اين مرور،او خود را به مردم مىشناساند و يا ولايت خويش را به آنان اعلام مىكرد-سپس به قصر خويش مىرفت تا از كسانى كه به تهنيت مىآمدند،استقبال كند.
وضعيت علمى
خاندانهاى علمى مكه،همچنان بسان روزگار فاطمى و ايوبى در مكه زندگى كرده،كار نشر علم را در جلسات درس عمومى در مسجد الحرام و در مكانهاى ويژه بر عهده داشتند.شمار طلاب آنان در اين دوره بسيار فراوان گرديده،حلقههاى تدريس هم از آنچه بود بيشتر شده بود.به همان قياس،شمار زيادى هم از مجاوران،كسانى كه مكه را