363سلطان مصر در اين باره او را سرزنش كرد و وى پاسخ داد:من آنها را احتكار نكردم، بلكه براى خودم و سپاهم خريدم،اما وقتى نياز مردم را ديدم اقدام به فروش آنها كردم. 1
در سال 820 برخى از اشراف اقدام به شورش كردند و حكومت برخى از عموزادگان او را اعلام نمودند.چيزى نمانده بود كه در جدّه به پيروزى برسند،اما حسن به سرعت وارد عمل شد و آنان را ناكام گذاشت. 2
در همين دوره بود كه بركاتْ فرزند وى از مصر به مكه آمد و با پدرش در ادارۀ آن مشاركت كرد. 3
زمانى كه برخى از ساكنان مناطق قيَم، 4وجه،عقيق،ليه،و جبل سكارى در نواحى طائف از پرداخت مالياتى كه شريف حسن به آنچه از آنان در سال 821 مىگرفت افزوده بود،ممانعت كردند،اقدام به نبرد با آنان كرد و برخى از املاك و قلعههايشان را تخريب نمود.در بازگشت از راه نخلة اليمانيه،و زيمه،سوله و خيفِ بنىعمير، 5برگشته از آنجا به وادى مر آمد و با عموم قبايلى كه در آن نواحى تردد مىكردند براى پرداخت خراج مصالحه كرد.
زمانى كه چراكسه از برخوردهاى تند وى با مخالفانش مطلع شدند،به دشمنى با وى پرداختند،اما باز از او راضى گشتند.ابن فهد مىنويسد:مؤيد،سلطان مصر نامهاى به ناصر سلطان يمن فرستاد و از دشمنىاش با شريف حسن و رضايت بعدىاش از او ياد كرد و از ناصر هم خواست تا همان رضايت را از او داشته باشد.از جملۀ نكات لطيف در