353على همچنان به صورت مستقل بر مكه حكومت كرد،جز آن كه حكومت اخير او چندان بر وفق مراد او نبود،زيرا اشراف مكه كه وى در ابتدا آنان را راضى كرده بود، متوجه خشونت وى شده،از وى برگشتند.وى گروهى از آنان را زندانى و به آنها اهانت كرد.آنان نيز دشمنى با وى را آغاز كردند.اين دشمنى چندان شدت گرفت تا آن كه مردم گرفتار رنج فراوان گشتند و فتنه و اضطراب بالا گرفت و امنيت از ميان رفت.تجّار نيز كه اين ناامنى را دريافتند،بسيارىشان به ينبع گريختند تا از اين هرج و مرج نجات پيدا كنند.
اين وضعيت ادامه يافت تا آن كه دشمنانش بر او غلبه كردند و وى را در شوال سال 797 كشتند. 1
محمد بن عجلان
زمانى كه على كشته شد،محمد فرزند سوم عجلان به امارت رسيد.او تلاش كرد تا اوضاع مكه را آرام كند و از چركسىهاى مصر و اهالى مكه تأييد بگيرد.اما به خاطر ضعفش در ادارۀ بلاد قادر به اين كار نبود و بدين ترتيب بىنظمى و آشوب رواج يافت و غارت و قتل تشديد شد.
يكى از فرماندهان-و شايد از چراكسه-چيزى از بيتالمال دزديد و به برخى از يارانش پناه برد.در اين وقت،ميان او و برخى از حجاج در مسجد درگيرى پيش آمد و به روى هم شمشير كشيدند.اين نبرد به خيابانها كشيده شد و نيروهاى امير الحاج حلب از خيمههاى خود در ابطح خارج شدند.از اين طرف نيروهاى نظامى از مراكز استقرار خود از جنوب مكه خارج شده،به سمت شبيكه حمله بردند.ميان دو گروه نبردى درگرفت كه نيروهاى نظامى غلبه كردند.
كار به همين جا خاتمه نيافت.برخى از غارتيان و لصوص بر دامنۀ ناامنى افزودند و شروع به غارت اموال حجاج و اهالى كردند.دامنۀ اين غارت در روز ترويه به مكه و راه عرفات و در شبهاى منىٰ به مسير مأزمَين و مسير مزدلفه هم كشيده شد.آنگاه اوضاع