349محل پنهان شدن او را شنيد به آنجا آمد،اما آن زن تأكيد كرد كه وى را نمىشناسد و كبيش برگشت.بعد از آن عنان به وادى خليص رفت؛جايى كه براى او شترى تندرو آماده شده بود.وى سوار شده،به مصر گريخت.در آنجا نزد دوستانش از مماليك چركسى رفت تا فرصتى براى انتقام پيش آيد.زمان زيادى نگذشت كه موفق شد انتقام خود را از مكه بگيرد،و اين بعد از آنى بود كه از آنجا آواره شده بود. 1
با مرگ احمد بن عجلان در سال 788 فرزندش محمد،در امارت مستقل گرديد.
اين در حالى بود كه عمويش كبيش،وصىّ و سرپرست او بود و حكومت را نگاه داشته، بر تمامى كارها نظارت مىكرد. 2
حكومت محمد بيش از يك صد روز ادامه نيافت.در جريان موسم حج سال 788 در جريان استقبال از يك قافله،شيئى آتشين به وى برخورد كرده،او را كشت.در واقع وى به مراسم استقبال از قافله دعوت شده بود.عموى او نظرش آن بود كه وى اين دعوت را نپذيريد.بسا او دريافته بود كه برخى از عموزادگان او از اشراف از حكومت وى راضى نبودند.به همين دليل وحشت داشت كه آنان در جريان اين جشنِ استقبال،او را بكشند.به همين دليل به او گفت در مراسم شركت نكند.اما اين بچه كه اكنون امير شده بود،اصرار بر شركت در آن مراسم را داشت.وى حاضر شد و همانجا بود كه چيزى از آتش در جريان بازى به او اصابت كرد.برخى نيز گفتهاند كه اين جريان با توطئۀ امير الحاج مصرى به انجام رسيد. 3
برخى نيز گفتهاند كه اين اقدام،كار باطنيان اسماعيلى بود.اما روشن نشده است كه