348مكوس پس از الغاى آن در مرحلۀ قبل سخن نگفتهاند.
در اين وقت،به سال 787 قافلهاى از يمن همراه حجاج يمنى به مكه رسيد. 1
محتمل است كه سلطان يمن به تصوّر مشكلاتى كه در مصر پديد آمده بود،تلاش كرد تا از فرصت استفاده كرده،شرايطى براى دعاى براى خود در مكه ايجاد كند.
احمد همچنان به امارت خود به صورت مستقل ادامه داد؛سپس بار ديگر در سال 787 فرزندش محمد را در كار خويش شريك كرد تا آن كه خود در سال 788 درگذشت. 2
دحلان مىنويسد:در روزگار احمد 34 نفر از شدّت ازدحام در داخل كعبه مردند و اين در سال 781 بود. 3
از حوادث مهم دوران امارت احمد آن بود كه وى گروهى از خويشان خود را كه از آن جمله عنان بن مغامس بود دستگير و در حالى كه در زنجير بسته بود در اجياد زندانى كرد.چيزى نگذشت كه آنان را به زندان علقميه در مروه منتقل كرد.داستان اين بود كه سلطان برقوق،مبالغى براى آنان فرستاد تا از احمد بگيرند،اما او موافقت نكرد و اين سبب برخاستن فتنه شده،به دستگيرى آنان منجر شد.سلطان مصر به او نوشت تا آنان را آزاد كند،اما او نپذيرفت.اين جماعت با بستن لباسهايشان به همديگر از پنجرهاى بيرون رفته به يكى از منازل اطراف رفتند تا از آن جا بگريزند.نگهبانان مطلع شدند و به جز عنان كه از زندان خارج شده بود،بقيه را دستگير كردند.عنان در مسير فرار خود به سمت سوق الليل رفت.در آنجا كبيش فرزند عجلان،در حالى كه در نور چراغ سخت در پى او بودند،با او روبرو شد،اما وى توانست پنهان شود.پس از آن به منزل يكى از آشنايانش در شعب على رفت و او،وى را در انبارى پنهان كرد.خبر به كبيش رسيد و او به سرعت به آن سمت رفت.عنان در خانۀ زنى در معابده كه او را مىشناخت پنهان شد.وقتى كبيش