345مىبينيد كه تجار هندى و عراقى از اين امر استثنا شدند.دليل آن مىتواند همين باشد كه عراقىها در منطقهاى بودند كه نسبت به نفوذ مصرىها در مكه،مخالفت داشتند.
گمان چنين است كه اين كار مىتوانسته ناشى از نوعى رقابت تجارى ميان بلاد ديگر با مصر هم باشد و من دور نمىدانم كه دولت عراق،خزانۀ خود را مكلّف كرده بود تا اجناس ارسالى به مكه را با كمترين قيمت بفرستند كما اين كه ژاپن در سالهاى اخير براى پشرفت خود چنين مىكرد.همچنين بعيد نمىدانم كه هندىها در كنار متاع خود، متاعهاى عراقى را هم عرضه مىكردند.
الغاى ماليات مكوس به ترتيبى كه گفتيم براى سالها در مكه ادامه يافت.
به رغم تلاشهاى مصر براى استوار ساختن پيوندهاى خود با مكه و مبالغى كه در اين راه هزينه مىكرد تا نامش بر منابر مكه بماند،سياست عجلان شبيه چيزى بود كه آن را بازى با طناب مىگويند.او هداياى مصر را مىپذيرفت،نام سلطان مصر را هم در منبر مىآورد،اما با برخى از پيشنهادات آنان مخالفت مىكرد و گويا بناى آن داشت كه روشن شود او تابع آنان نيست.
اين هم ممكن بود تا با دعاى براى ديگرى،دشمنىاش را با آنان آشكار كند.در اين باره،فاسى ذيل حوادث سال 772 گزارش مىكند 1كه عجلان به خطيب مكه ابوالفضل نويرى دستور داد تا براى سلطان اويس بن حسن،امير بغداد بر منبر دعا كند.او مىنويسد:سلطان اويس قنديلهاى زيبايى براى كعبه و هداياى زيادى هم براى امير مكه فرستاد.دعاى براى سلطان بغداد براى مدتها كه فاسى هم نمىداند چه مدت بود،ادامه يافت.
به طور كلى عجلان از آن دسته از امراى مكه است كه توانست شخصيت خود را در امارت نشان داده و اثبات كند،از آن شخصيتهايى است كه روش خاص خود را داشت و حركتش بر اساس آن روش،اثر نيكويى در روابط آنان با مصر و نقاط ديگر گذاشت.
ابن خلدون در تاريخ خود مىنويسد:عجلان به رفتار عدالتگرايانه ميان رعايا و