338هجوم آوردند تا آن كه غلبۀ بر يمنىها قطعى شد.و در آن وقت هر آنچه در خيمههاى آنان از اموال و امتعه و چهارپا بود،غارت گرديد.سلطان يمن خود را تسليم كرد و امير قافلۀ مصر او را اسير نموده،بدون آن كه اجازه دهد بقيۀ اعمال حج را انجام دهد،او را به مصر فرستاد.
در مصر ملك حسن بن محمد بن قلاوون از وى استقبال كرد و با احترام،او را از طريق حجاز به يمن فرستاد.اما زمانى كه به دهناء 1نزديكى يمن رسيد،بار ديگر او را دستگير كردند،چرا كه نگهبانان او مطالبى به مصر گزارش كردند كه سبب تحريك سلطان مصر عليه وى شده،دستور دستگيرىاش را داد و اين بار او را به بلاد كرك 2در جنوب سوريه تبعيد كرد.مدتى بعد،باز او را عفو كرد و در ذىحجۀ 752 به يمن بازپس فرستاد.
اگر اين داستان نشانگر آن باشد كه دشمنى عجلان با سلطان يمن به خاطر پناه دادن او به ثقبه و دو برادر ديگرش بوده،نيز نشانگر دشمنى ميان مماليك و سلطان يمن از خاندان ابن الرسول است كه قديمى است و بسا مماليك،آن دشمنى را از اسلاف خود، فاطميان مصر،به ارث برده بودند؛چرا كه على بن رسول،جدّ سلاطين يمن،تابع فاطميان مصر بود،اما مدتى بعد ارتباط خود را با مصر قطع كرد و رابطۀ خصمانهاى ميان يمن و مصر برقرار بود كه مماليك وارث آن گشتند.زمانى كه عجلان فرصتطلبى كرده،به آنان گفت كه سلطان يمن به برادرانش پناه داده تا آنان را براى تصرف مكه حمايت كند و بعد از آن در خطبه براى آنان دعا شود،اين نكته به علاوۀ آن دشمنى قديم،براى برخورد مماليك با سلطان يمن و حملۀ به او و اسير كردنش به سوى مصر كافى بود.
ثقبه و دشمنى تازۀ او
با آغاز سال 752 منازعۀ ثقبه هم آغاز شد.گويا او از يمن بيرون آمده،به حجاز برگشت و به منازعۀ با عجلان پرداخت.شاهد،آن كه غازى به نقل از ابن فهد در ذيل