304چيزى كه مكثر در انتظارش بود پديد آمد و آن فتنۀ ميان قافلۀ عراقى با وى بود كه در جاى خود آن را بيان كرديم.اما عباسيان به پيروزى نرسيدند،زيرا مكثر و برادرش داود،سى سال امارت مكه را دست به دست كردند.عباسيان به رغم آن كه پيروز نشدند و امور داخلى اين حكومت در اختيار آن دو برادر بود،با اين حال،بنا به نوشتۀ ابن جبير، قاضى مكه را تعيين مىكردند.ابن جبير مىگويد،زمانى كه امير قافلۀ عراق در سال 578 به مكه رسيد،خطيب كه مُعين قاضى مكه بود،همراهش بود.اما بايد گفت،به رغم اين مطالب،مكثر و برادرش دستورات خود را در مكه به اجرا در مىآوردند و رسوم خويش را بر حجاج،بدون هيچ مانعى اجرا مىكردند.حتى زمانى كه شكايات حجاج به صلاح الدين ايوبى رسيد،نتوانست وضعيت مكوس(ماليات بر حجاج)را عوض كند،جز آن كه پذيرفت برابر آن،مالى كه مورّخان مبلغ آن را هشت هزار اردب گندم ذكر كردهاند به صاحب مكه بدهد تا آن مكوس برداشته شود.و بسا كه مبلغ آن در سالهاى مختلف كم و زياد مىشد.شاهد آن سخن فاسى است كه مىگويد:دو هزار دينار و يك هزار إردب گندم و اقطاعاتى در صعيد و يمن در مقابل برداشتن آن مكوس پرداخت شد. 1
زمانى كه قتادة بن ادريس توانست عموزادگانش و در رأس آنان داود بن عيسى را از مكه دور كند و به جاى آن براى طبقۀ چهارم علويان حكومت جديدى را در مكه پديد آورد،عباسيان كوشيدند تا حكومت جديد را در برابر نفوذ خود تسليم كنند،جز آن كه قتاده حتى نيرومندتر از حاكمان پيشين بود و به همين دليل برابر توسعهطلبى آنان ايستادگى كرد و آن را نپذيرفت؛جز آن كه وقتى مجبور مىشد گاه براى عباسيان و گاه براى ايوبيان خطبه مىخواند.
در دوران فرزندش حسن،عباسيان توانستند نفوذ خود را در حكومت مكه بسط دهند و او را وادارند تا مرسوم توليت را بپذيرد و به دنبال آن اوضاع،بد اندر بدتر شد.