287و استقبال فراوانى از او كرد و تا مكه همراهىاش نمود.زمانى كه وارد مكه شد و قتاده با او روبرو شد،از او پرسيد كجا منزل كنم؟قتاده با شلاق خود اشاره به ابطح كرد.ملك عيسى اشارت تحقيرآميز قتاده را دريافت و خشمگين شد،اما آن را پنهان كرده،جز در وقت مناسب اظهار نكرد. 1
بعيد نمىدانم بىاعتنايى قتاده در استقبال از سلطان حلب،ريشه در مصاحبت دشمن قديمىاش امير مدينه با اين سلطان از مدينه تا مكه داشت.وى مىخواست به سلطان حلب بفهماند كه در مكه با آدم متفاوتى جز آنچه در مدينه بوده،روبرو شده است.بدين ترتيب به نظر مىرسد كه از نظر قتاده،تلاش مدينه براى دفاع از وى براى از بين بردن كينهها كافى نبوده است.
كار اختلاف ميان قتاده و سالم امير مدينه در سال 612 بالا گرفت.قتاده به مدينه حمله كرده،آن را محاصره نمود و تعداد زيادى از نخلها را از ميان برد.اين در حالى بود كه سالم بن مهنّا همچنان مصاحبت سلطان حلب را تا شام داشت و يارانش در مدينه از شهر دفاع كردند تا آن كه قتاده را تا وادى الصفرا 2عقب راندند.زمانى كه خبر اين وقايع به شام رسيد،سالم به سرعت به مدينه بازگشت.سلطان حلب در اينجا كينهاى را كه از قتاده در دل داشت آشكار كرده،سپاهى از تركمانان همراه امير مدينه فرستاد تا او را بر ضد قتاده يارى رسانند.سپاه سالم در وادى الصفرا به قتاده رسيده،شكست سختى بر او وارد كردند و سلاح واموال زيادى از وى به غنيمت گرفتند و تعداد زيادى را به اسارت درآورده به دمشق فرستادند.در ميان اسرا تعداد زيادى از اشراف و سادات حسينى و به تعداد آنان از حسنىها بودند.اينان به دست اشراف دمشق سپرده شدند تا آنان را در اوقاف اشراف سهيم سازند. 3