285مىكرد.وى برآنان يورش برد تا وادارشان كرد عقبنشينى كنند.سپس در مكه آنان را محاصره كرد و به عزيز فرزند قتاده نوشت:پسر عمو! شكستى در مقابل شكست، محاصرهاى به محاصره،و شروعكننده ظالمتر است؛اگر امسال شگفتزدهتان كرد،سال ديگر دوباره به يثرب برگرديد. 1
چنين مىنمايد كه بغداد روى كار آمدن قتاده را نمىپسنديد.به همين دليل به دشمنى با او برخاست.يكى از حجاج عراقى با يكى از شرفاى مكه كه از نزديكان قتاده بود درگير شده،در سال 608 او را به قتل رساند.امير قافلۀ عراق متهم گرديد و به دنبال آن اشراف و بردگان مكه شورش كرده،روى دو كوه منى رفته،شروع به تهليل و تكبير نمودند و با سنگ و سنگ قلاب و تير به مردم حمله كرده،روز عيد و روز بعد از آن به غارت مردم پرداختند.در اين درگيرى،گروهى از دو طرف به قتل رسيدند و امير قافلۀ عراق به زاهر رفت.قتاده هم سپاهش را در راه آماده كرده،به آنان يورش برد و در حالى كه مىزدند و مىكشتند،قتاده مىگفت:اينها كار خليفه است و هدفشان كسى جز من نبود.
به خدا قسم هيچ كس از حجاج عراقى را باقى نمىگذارم.اين سوگند عمق دشوارى موجود ميان قتاده و عراق را نشان مىداد و اين را كه او مىدانست هدف اصلى خود وى بوده است و اين نشان از آگاهى قتاده و عمق باور او به اين مسأله داشت.
امير حج عراق به خيمۀ ربيعه خاتون دختر الملك العادل-سلطان شام-پناه برد.اين زن در آن سال به حج آمده بود.وى هم پيغام تهديدى به قتاده فرستاد و او دست برداشت،اما در مقابل،يك صد هزار دينار درخواست كرد كه سى هزار دينار براى او فراهم شد. 2
قتاده از اين كار خود پشيمان شد و راحج فرزندش را به همراه گروهى از يارانش به بغداد فرستاد تا از آنچه پيش آمده عذرخواهى كنند.بغداد هم از آنان استقبال كرده عذرشان را پذيرفت.اندكى بغد خليفۀ بغداد در سال 609 اموال و خلاع براى قتاده