282ابطح رسيدند و آنگاه شروع به آزار مردم كردند.پس از آن فرياد حمله به مكه برخاست و نبرد شديدى درگرفت كه عدۀ زيادى از دو طرف كشته شدند و اموال حجاج و مردم به غارت رفت. 1
و اينچنين بود كه عباسىها و اشراف و مسلمانان از هر تيره و طايفه در مثل چنين رخدادهايى،روح دين را كه همه را به اتحاد فرا مىخواند تا با يكديگر دوستى و اتحاد و الفت داشته باشند و حول يك شعار واحد متحد شوند،فراموش كردند و جز به اهداف سياسى و تسلط بر حكومت نينديشيدند.آنان براى رسيدن به اين اهداف،برايشان اهميت نداشت كه در جاى عفو و بخشش،فضا را به بدترين و پيچيدهترين وضعى كه مجرمان و گناهكاران پديد مىآورند،تبديل كنند.
ترديدى نيست كه اينها جرائمى بود كه كمترين مؤمنان هم از هول آن به لرزه در مىآيند،چنان كه اينها خوارى و خفّتى است كه رهبران دنياى اسلام بر مسلمانان در هر دوره روا مىدارند و در مقابل قدسيت اسلام،تجرّى مىكنند و كارى مىكنند تا مردم هم به شعائر اسلامى با نظر استخفاف بنگرند،چيزى كه شايستۀ اين دين بزرگ نيست.
اين كه امروز ما شاهديم تلقّى مسلمانان از حج تنها يك رسم و عادت ساده است و بيشتر حجازىها هم از حج جز به منافع و مصالح خود توجه ندارند،بدون آن كه اينها يا آنها به واقعيت مناسكى كه انجام مىدهند توجه داشته و آن را با تمام وجود حس كنند، اينها چيزى نيست جز نتيجۀ جناياتى كه رهبران و بزرگانى به بار آوردند كه زمينۀ اين استخفاف را فراهم آورده و نسلها را يكى بعد از ديگرى بر آن اساس عادت دادهاند.
اسلحۀ تازه
جنگجويان در اين رخداد،از سلاح تازهاى استفاده كردند كه پيش از آن در مكه استفاده نشده بود و آن اين كه ديده شد كسى از آنان خانهاى از خانههاى مكه را با شيشهاى پر از نفت مورد حمله قرار داد،به طورى كه يكسره در آتش سوخت.خانهاى