275اين دوره رواج يافت.جُبّه هم كه شبيه همان چيزى است كه تاكنون هست،از همان عهد است.
فاطميان در مصر،به خصوص در اعياد و مناسبتها،خلعت به امرا و وزرا مىدادند.
در اين لباسها،از نخ زرى و نقره استفاده شده بود.به نظرم امراى مكه هم از اين خلعتها كه وسيلهاى براى ايجاد پيوند و ارتباط ميان آنان و فاطميان بود،بهرهمند بودند.
انواع مختلفى از لباسهايى كه از نخ زرى و نقرهاى در آنها استفاده شده بود در ايام حج و مناسبتها به مكه اهدا مىشد.طبيعى است كه پوشيدن اين قبيل لباسها در ميان طبقات بالا در مكه شايع گردد و بر پوشش اهالى،آن مقدار كه در لباسهاى آنان ظاهر شود تأثير بگذارد و تا آنجا تغيير كند كه شبيه پوششهاى رايج ميان فاطميان باشد.
علم و دانش
در فصل مربوط به زندگى علمى در دورۀ دوم عباسى گفتيم كه حلقههاى علم در مسجد،مملو از طلاب و استادانى از پيروان مالك و شافعى و بعد از آن احمد بن حنبل بود.نيز اشاره كرديم كه با ورود به قرن چهارم،به دليل پراكنده شدن بزرگان مكه در شهرها،اين وضعيت به سستى گراييد.سستى مزبور در طول قرن چهارم تا ششم ادامه يافت.در اين مدت،دانش تنها در برخى از خاندانهاى علمى بود كه به صورت ارثى علم و خطابت جمعه و امامت مسجد ميانشان ادامه مىيافت.از برجستهترين اين خاندانها در اواخر دورۀ فاطمى در قرن ششم،خاندان طبرى بود.
خاندان طبرى خود را به قريش منتسب مىكردند.اجداد آنان از مهاجرانى بودند كه زمان عباسيان هجرت كرده،به طبرستان،رفته بودند،اما اندكى نگذشت كه نوادگان آنان در قرن پنجم به مكه بازگشتند.نخستين كسى كه برگشت ابومعشر طبرى بود.وى در مكه سكونت نمود و از سال 488 شروع به تدريس كرد.در قرن ششم كسانى از اين خاندان مانند رضىالدين بن ابىبكر شهرت يافتند.از نسل اين خاندان كسانى همچنان در لباس اهل علم بودند تا آن كه در قرن سيزدهم هجرى منقرض شدند. 1