272چنين مىنمايد كه تأثير زندگى فاطميان در مكه به رغم همۀ دشوارىها در مكه، بيش از زندگى عباسيان بود.بسا دليل آن نزديكى مصر به حجاز يا ارتباط فاطميان با حكام آن شهر بود كه بيش از ارتباط اين حاكمان با عباسيان بود.ما اين تأثير را در نظام ادارى و آداب و رسوم عمومى به خوبى شاهد هستيم.
فاطميان امام خود را چنان تصوّر مىكردند كه اطراف او را حالهاى از تقدّس و پاكى گرفته است. 1اين ديدگاه روى نگاه مردم مكه نسبت به اشراف تأثير گذاشت.بعد از آنى كه امراى مكه در نگاه رعاياى خود به جز امارت مستحق هيچگونه تقديس و تنزيه نبودند،اشراف مكه توانستند در اطراف خود جلال و جبروتى پديد آورند و عامه را واداراند تا آنان را تقديس كنند و در اين باره چندان اصرار ورزيدند يا مردم خود چنين كردند تا آن كه غلوِّ در تقديسِ هر شريفِ منسوب به خاندان حاكم عموميت يافت.وقتى من از خاندان حاكم سخن مىگويم،مقصودم توجه به گروهى است كه آنان را سادات مىناميم و به رغم آن كه هم خانوادهاى با اشراف بودند،اما از آن تقديس بى بهره بودند.اين در حالى بود كه جدّ همۀ آنان فاطمه زهرا عليها السلام بود.
اين تأكيد بر تقديس اشراف حاكم تا آنجا پيش رفت كه كسانى از اينان تصوّر مىكردند كه برابر ساير مردم از غير اشراف،نوعى امتياز شرعى دارند.
فاطمىها نيز خود تمايل به مظاهر ابهت داشته و كاخهايشان از آداب و رسوم كه مىبايد رعايت مىشد،پر شده بود.اين مطلب در اشراف حاكم بر مكه هم تأثير گذاشته، آنان هم در پى ابهت در مجالس ومواكب و مراسمهاى خاص خود بودند،چيزى كه در مكه سابقه نداشت.آنان شروع به دور شدن از رعايا كرده،براى خود حاجب گرفتند.
همچنين براى خود گروه موسيقى خاص درست كردند كه برابر قصرهاى آنان مىنواختند،چيزى كه به آن النوبه گفته مىشد و به هدف بالا بردن اين ابهت به نهايتش به كار گرفته مىشد.آنان در وقت حركت،كاروانى از سواران را به راه مىانداختند كه هر