235زير عمامه مىگذاشتند كه مخروطى شكل بود. 1اين لباسى بود كه در اين طايفه و در ميان بسيارى از شهرهاى دنياى اسلام شايع گرديد و تا قرنها باقى ماند.اما ديگران به جز عمامه،كلاهى بر سر گذاشته اطراف آن پارچهاى از حرير 2مىبستند كه به آن كلّوته مىگفتند؛و اين چيزى شبيه كوفيه يا طاقيۀ امروزى بود.
مردم عادى هم ازارى داشتند كه شبيه به فوطه(پيش دامن،پيش بند)بود.نيز پيراهنى كه روى آن كمربندى بسته مىشد.طبقات بالاتر علاوه بر آن،لباده يا عبايى هم بر تن مىكردند.كفشهاى مورد استفادۀ آنان هم تك انگشتى بود كه انحنا داشت و با تكهاى چرم،انگشت را به بالاى پا متصل مىكرد.برخى از آنان هم از موزه 3(پوتين)كه از پوست يا مو درست مىشد و يا جرموق 4كه چيزى شبيه كفش بود،اما وقتى وارد مسجد يا قصر مىشدند آن را در مىآوردند،استفاده مىكردند.
استفاده از رنگهاى متنوع در لباس كمتر مورد استقبال بود و بيشتر از رنگ سفيد استفاده مىشد.به علاوه رنگ مشكى كه بزرگان براى عبا و جبّه از آن استفاده مىكردند، چرا كه رنگ سياه شعار عباسيان بود و صاحب منصبان بايد از آن استفاده مىكردند.
اما باديهنشينان به همان ازار اكتفا كرده،بقيۀ بدن آنان بدون پوشش و يا با چيزى شبيه ردا و عبا پوشيده بود.مستعين به آنان دستور داد تا از آستينهاى گشاد 5استفاده كنند و پولهاى خود را در آنها حفظ كنند.بدين ترتيب،بعيد نمىدانم چيزى شبيه همين كه در باديهنشينهاى امروزى است،بوده باشد. 6
زنان پيراهنى مىپوشيدند كه جلوى گردن آنها شكافته بود.آنان سرهاى خود را با