214
دوران عباسى دوم
مقدّمه
در فصل گذشته ديديم كه روزگار واثق عباسى در سال 227 نقطۀ تحوّلى است كه تاريخ عباسيان در آنجا به دو دوره-يكى دورۀ طلايى و ديگرى دورۀ اختلاف و فتنه- تقسيم مىشود.افراد آگاه به حقايق تاريخى مىدانند كه اعتماد و تكيۀ معتصم-يعنى خليفۀ پيش از واثق-بر تركها و واگذارى مناصب مهم به آنان،دولت را تبديل به يك دولت تركى كرده،زمينه را براى جاهطلبان آنان فراهم كرد تا راه را براى تسلّط خويش هموار بينند.زمانى كه واثق در سال 227 به خلافت رسيد،نفوذ تركها تمامى دولت را در بر گرفته بود و هر خليفهاى را كه مىخواستند نصب يا عزل مىكردند. 1
اين وضعيت در تمام مدت خلافت منتصر،مستعين،معتز،مهتدى،معتمد،معتضد، مكتفى و مقتدر ادامه يافت،چندان كه به مرور ايام چندان تحوّل در حوادث پيش آمد كه به روزگار مقتدر فتنهها بالا گرفت و زنان و خدمۀ قصر هم در شؤون خلافت مداخله مىكردند. 2بيرونى در بارۀ خليفه زمانش در سال 440 مىگويد:خليفه رئيس اسلام است نه پادشاه. 3پس از آن مونس خادم بر ضد او خروج كرده،سقوط او را اعلام كرد و در